منو اصلی
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 891 | بازدیدکنندگان آنلاين : 6 
پژوهش هزینه نیست، سرمایه است.
سه شنبه ٣٠ آبان ١٣٩٦
چکیده گزارش نهایی طرح های پژوهشی
 

 

عنوان:

بررسی کارایی نوروهدست تجاری برای ضبط و ثبت امواج مغزی در افراد داوطلب سالم

مجری:

پویان جعفریان

مقدمه: مغز انسان دارای تعداد بسیار زیادی سلول عصبی به نام نورون است که ارتباط مغز با سایر قسمت های بدن توسط این سلول ها و پیام های عصبی آن صورت می‌گیرد. امروزه می توان از امواج مغزی در راستای کمک به بهبود زندگی بشر استفاده کرد. مانند کنترل بازی های رایانه ای ویا کمک به افرادی بامعلولیت جسمی یا ذهنی درسطوح مختلف برای داشتن زندگی مستقل مفید باشند.درطرح‌ های قبلی از این رویکرد استفاده شده و باتوجه به موفقیت آمیز بودن آن ها، لازم بود بدانیم که نمونه تجاری نوروهدست تا چه اندازه می‌توانست برای کاربر مفید باشد. اولین گام درتعیین کاربردی بودن این هدست، تشخیص حسگرهای هدست، هنگام نصب آن برروی سر بود.

هدف: بررسی تعداد حسگرهای شناخته شده پس از نصب نوروهدست برروی سروکیفیت سیگنال امواج مغزی هر یک از حسگرها.

روش کار: قبل از انجام آزمون‌ها، الکترودهای نوروهدست براساس روش پیشنهادی ازطرف شرکت سازنده به الکترولیت آغشته شد. سپس الکترودها برروی نوروهدست نصب شد و هدست برروی سرافراد قرارگرفت. پس از ارتباط نوروهدست با رایانه به صورت بی سیم و ازطریق پورت بلوتوث، تعداد الکترودهای شناخته شده ورنگ هریک ازآن ها که نشانگر سیگنال یا موج مغزی هرالکترود است، با استفاده از نرم افزار قرائت گردیدو پس از تشکیل جداول مادربه عنوان مبنای محاسبات خطا وکارآیی نوروهدست درنظرگرفته شد. قبل از ورود افراد داوطلب به مطالعه، فرم اطلاعات فردی و رضایت نامه کتبی توسط هریک از شرکت کنندگان پر شد و به تمامی سؤالات آنان درمورد طرح پاسخ داده شد، همچنین افراد در هر مرحله از تحقیق امکان خروج از مطالعه را داشتند.

یافته ها : افزایش میانگین تعداد سنسورهای سبز رنگ نوروهدست در انجام پروسه ی آزمون در هر فرد بحث و نتیجه گیری : نمونه تجاری نوروهدست  مورد استفاده در آزمون می تواند در راستای استفاده از پنجه ی پروتزی برای کاربر مفید باشد.

کلید واژه ها: نوروهدست، پنجه ی پروتزی، امواج مغزی، الکترولیت

عنوان:

بررسی ارتباط فرسودگی شغلی و عملکرد شغلی پرستاران بالینی بیمارستان شهید رجایی شیراز 1393

مجری:

ابوالفضل علمدارلو

 

مقدمه: پرستاری یکی از مشاغل حساس جامعه است و پرستاران قسمت مهمی از زندگی خود را در ارتباط تنگاتنگ و نزدیک با افراد و بیماران می گذرانند و عملکرد شغلی بهینه ضامن سلامتی و بهبود بسیاری از بیماران و افراد جامعه است، لذا شناسایی عوامل موثر بر عملکرد پرستاران و سعی در ارتقا و بهبود این عوامل از اهمیت بسزایی برخوردار است. این مطالعه با هدف تعیین همبستگی فرسودگی شغلی و عملکرد شغلی پرستاران بالینی  انجام شده است.

روش کار: مطالعه­ی حاضر توصیفی- تحلیلی از نوع مقطعی بوده که جامعه­ی پژوهشی آن کلیه­ی پرستاران بیمارستان شهید رجائی شهر شیراز می­باشند. 150 نفر از پرستاران به صورت تمام شماری و براساس معیارهای ورود وارد مطالعه شدند. برای جمع­آوری داده­ها از سه پرسشنامه­ی مشخصات دموگرافیک، فرسودگی شغلی ماسلاچ و عملکرد شغلی پاترسون استفاده گر­دید. روایی و پایایی (90/0) و (84/0) هر دو ابزار در مطالعات مشابه در کشور مورد تایید قرار گرفته بود. داده‌ها با نرم‌افزار آماری SPSS19 و با استفاده از آزمون­های آماری تی مستقل و ضریب همبستگی پیرسون تجزیه و تحلیل شدند.

نتایج : یافته­ها فروانی و شدت فرسودگی شغلی را به ترتیب با میانگین 37/21 ± 55/1، 3/22 ± 29/0 و عملکرد شغلی پرستاران را با میانگین  15/7 ± 86/45 نشان داد. نتایج حاصل از ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین فرسودگی شغلی و عملکرد شغلی پرستاران رابطه­ی منفی و معنی­داری وجود دارد (001/0P، 52/0- =r).

نتیجه گیری: نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که بین فرسودگی شغلی و عملکرد شغلی پرستاران بیمارستان شهید رجائی شهر شیراز ارتباط معنی دار منفی و مستقیم وجود داشته و با افزایش فرسودگی شغلی، عملکرد شغلی کاهش یافته است.

کلید واژه ها: فرسودگی شغلی عملکرد شغلی پرستار

سازمان پشتیبانی کننده: کمیته تحقیقات دانشجویی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی تهران

عنوان

تعیین اثر همزمان عوامل مؤثر بر کلسترول، تری گلیسیرید و قند خون ناشتا با استفاده از مدل با پاسخ های آمیخته در بیماران قلبی شهر خرم آباد

مجری

سحر دالوند

مقدمه: یکی از روش‌های متداول در بررسی مدل­هایی با متغیرهای پاسخ همبسته­ی آمیخته(نا همخوان)، نادیده گرفتن همبستگی بین پاسخ­ها و برازش مدل جداگانه به هر متغیر پاسخ می‌باشد. چالش‌های ایجاد شده در این روش از لحاظ آماری بحث برانگیز می‌باشد، از دست دادن اطلاعات بدلیل نادیده گرفتن همبستگی و برازش مدل جداگانه، که منجر به کاهش توان آزمون و افزایش خطای استاندارد می­شود از جمله­ی آن­هاست. هدف از این مطالعه بررسی روشی است که در آن متغیر های پاسخ آمیخته به صورت همزمان با درنظرگرفتن همبستگی بین پاسخ­ها و مدل­سازی همبستگی، با استفاده از واریانس متغیر پنهان برآوردی نااریب از ضرایب گزارش شود.

مواد و روش­هـا: در این مطالعه­ی مقطعی به منظور بررسی و مقایسه روش معرفی شده، اطلاعات 287 نفر از افراد بستری در بخش تخصصی قلب بیمارستان شهیدمدنی خرم آباد که در سال 1390 جمع آوری شده بود مورد استفاده قرار گرفت؛ اطلاعات مورد نظر از پرونده های پزشکی، برگه شرح حال و آزمایش های بدو ورود بیماران ثبت شده بود. روش نمونه گیری نیز، از نوع نمونه گیری در دسترس بود. برای شناسایی همزمان عوامل خطر مرتبط با کلسترول تام، تری گلیسیرید و قند خون ناشتای بیماران از مدل متغیر پنهان با پاسخ های سه متغیره­ی پیوسته و دوحالتی استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SAS نسخه­ی 9.2 استفاده شد.

یافتــه ها: در مدل متغیر پنهان در ارتباط با پاسخ قندخون ناشتا متغیر های سن (0001/0=P)، جنسیت (0360/0=P)، سیگاری بودن (0346/0=P) و لیپوپروتئین با دانسیته بالا(003/0=P) و در ارتباط با متغیر تری گلیسیرید متغیرهای سن (0034/0=P)، جنسیت (0011/0=P)، سیگاری بودن (0342/0=P)، فشار خون سیستولیک(0135/0=P) و لیپوپروتئین با دانسیته پایین(0361/0=P) گزارش شد. در ارتباط با پاسخ کلسترول تام نیز متغیرهای فشارخون سیستولیک(0116/0=P)، فشارخون دیاستولیک(0008/0=P)، سرعت رسوب گلبول های قرمز (0477/0=P)  و پروتئین واکنشی- سی (0075/0=P) معنادار بودند. فاصله اطمینان­ها و خطای معیار در مدل متغیر پنهان کمتر از مدل یک متغیره بودند.

نتیجه گیــری: هنگامی که هدف از مطالعه بررسی ارتباط بین متغیرهای پاسخ همبسته­ی آمیخته باشد، روش برازش همزمان در مدل متغیر پنهان می‌تواند جایگزینی مناسب برای روش برازش جداگانه­ی مدل به متغیر های پاسخ و نادیده گرفتن همبستگی میان پاسخ­ها باشد.

واژگان کلیــدی: متغیر پنهان، پاسخ­های آمیخته، روش­های چند متغیره، مدل پروبیت، تصلب شرایین.

 

عنوان:

بررسی اثربخشی آموزش مدیریت خشم به مادران در کاهش مشکلات رفتاری کودکان

نام مجری

سیدحمید سیدنژاد

مقدمه: پژوهش حاضر برای آزمودن تاثیر آموزش مدیریت خشم به مادران در کاهش مشکلات رفتاری کودکانشان طراحی و اجرا شد. برای انجام این پژوهش، کلینیک کودک بیمارستان ابن سینا مشهد انتخاب شد و به روش نمونه­گیری در دسترس، 30 نفر از مادران که همراه با کودکانشان مراجعه کردند به پرسشنامه خشم اسپیلبرگر (STAXI-2) و پرسشنامه مشکلات رفتاری کودکان کانرز (PCRS) پاسخ دادند. نمونه به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. براي آزمودن فرضیه­هاي تحقیق ازآزمون­هاي آماري اندازه گیری های تکراری (Rpeated measures) و گرین هاوس- گی سر) (Greenhouse-Geisser استفاده شد.هدف از این تحقیق تعیین اثربخشی برنامه آموزشی مدیریت خشم به مادران برای کنترل خشم مادران و کاهش مشکلات رفتاری کودکانشان بوده است.

مواد و روشها: این پژوهش، مطالعه­ای از نوع مداخله­ای پیش­آزمون- پس­آزمون است که بر روی 15 مادر دارای کودکان 6-11 ساله با مشکلات رفتاری انجام شده است. داده­ها با استفاده از پرسشنامه STAXI-2 برای اندازه گیری خشم مادران و پرسشنامه کانرز برای اندازه گیری مشکلات رفتاری کودکان در مراحل قبل و بعد از مداخله و پیگیری گردآوری شدند. داده­ها با استفاده از آزمون­های آماری توصیفی و استنباطی  تحت برنامه نرم­افزاری SPSS نسخه 22 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

يافته ها: یافته­های پژوهش نشان می­دهند که آموزش مدیریت خشم به مادران می­تواند به طور معناداری خشم مادران را در مرحله پس آزمون (012/0> P) و پیگیری (020/0> P)کاهش داده و  مشکلات رفتاری کودکانشان را نیز در مرحله پس آزمون (001/0> P) و پی گیری (000/0> P)کاهش می دهد.

نتيجه گيري: براساس یافته­های این پژوهش برنامه آموزشی مدیریت خشم احتمالا می­تواند به عنوان یکی از راهکارهای مناسب برای کنترل خشم مادران و بهبود روابط مادر و کودک و در نهایت کاهش مشکلات رفتاری کودکان در نظر گرفته شود.

کلیدواژه­ها: آموزش مدیریت خشم، مشکلات رفتاری کودکان

عنوان:

بررسی رابطه بین شدت لکنت با  تجربه­ی فرد از لکنت در افراد دچار لکنت بزرگسال

مجری:

سید صادق رحیمی قراقیه

مقدمه : لکنت یک اختلال چندوجهی است که کنترل حرکتی و عملکرد زبانی را درگیر می‌کند و نوعاً تغییرات نگرش ارتباطی را نیز به همراه دارد. لذا به نظر می‌رسد که بررسی رابطه‌ی بین دو بخش شدت لکنت و تجربه فرد از لکنت و نگرش ارتباطی او ضروری به نظر می‌رسد. هدف این تحقیق نیز بررسی رابطه‌ی بین شدت لکنت با تجربه فرد از لکنت و نگرش ارتباطی افراد دچار لکنت بزرگسال می‌باشد.

روش : مطالعه توصیفی-تحلیلی حاضر بر روی 56 فرد بزرگسال فارسی­زبان دچار لکنت انجام شد. برای جمع‌آوری داده‌ها از آزمایه تعیین شدت لکنت SSI-3 در موقعیت گفتاری خواندن شفاهی "متن 200 کلمه­ای (448هجایی)" و آزمون ارزیابی جامع تجربه فرد از لکنت بزرگسالان OASES -A  برای بررسی تجربه فرد از لکنت و نگرش ارتباطی، استفاده شد. از ضریب همبستگی اسپیرمن جهت آزمون وجود ارتباط بین شدت لکنت با تجربه فرد از لکنت و نگرش ارتباطی و آزمون غیرپارامتری من­ویتنی برای بررسی ارتباط بین متغیرهای زمینه ای (سن، جنس، سابقه درمان لکنت، میزان تحصیلات و شغل) با شدت لکنت و تجربه فرد از لکنت و نگرش ارتباطی استفاده گردید.

یافته ها : پس از بررسی‌های آماری، همبستگی معنی‌داری بین شدت لکنت با تجربه و نگرش ارتباطی افراد مشاهده نشد(14/0 =P). بین سن با تجربه فرد از لکنت و نگرش ارتباطی(05/0 =P) و سابقه درمان با شدت لکنت (001/0=P) همبستگی معنی‌داری مشاهده شد. همچنین همبستگی معنی داری بین شدت لکنت با سن(13/0=P) جنس(94/0=P)، میزان تحصیلات(4/0 =P) و شغل(25/0 =P) و نیز بین تجربه فرد از لکنت و نگرش ارتباطی با جنس(14/0=P)، میزان تحصیلات(9/0=P)، شغل(35/0=P) و سابقه درمان(7/0=P)، مشاهده نشد.

نتیجه گیری : یافته ها حاکی از این است که بین شدت لکنت و تجربه فرد از لکنت و نگرش ارتباطی تفاوت معنی­داری وجود نداشت. از طرفی چون در افرادی که سابقه درمان داشته­اند، شدت لکنت کاهش یافته بود ولی تجربه فرد از لکنت و نگرش ارتباطی خیر، پیشنهاد می­شود که جنبه تجربه فرد از لکنت و نگرش ارتباطی نیز در درمان مورد توجه قرار بگیرد.

کلید واژه ها : لکنت، فرد بزرگسال، ارزیابی شدت لکنت، نگرش ارتباطی، ارزیابی جامع تجربه فرد از لکنت

 

عنوان:

اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر اختلال اضطراب اجتماعی

 

مجری :

علیرضا عزیزی

مقدمه:علی رغم اثربخشی رفتاردرمانی شناختی روی اختلال اضطراب اجتماعی، افراد زیادی به این درمان پاسخ نمی دهند و یا اینکه پس از درمان علائم باقیمانده ای را نشان می دهند. هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر تعهد و پذیرش در درمان اختلال اضطراب اجتماعی بود، زیرا پژوهش های ابتدایی حکایت از این امر دارد که این درمان  برای گستره وسیعی از اختلالات مفید می باشد.

روش بررسی: پژوهش حال حاضر از نوع طرح تجربی با چند خط پایه می­باشد. چهار بیمار از طریق نمونه­گیری هدفمند انتخاب شدند. سپس 12 جلسه درمانی را بر اساس راهنمای درمانی هربرت و دالریمپه (2006) دریافت نمودند. داده ها به کمک مقیاس اضطراب اجتماعی، مقیاس اضطراب اجتماعی لیبووتز، مقیاس ترس از ارزیابی منفی -فرم کوتاه و پرسشنامه پذیرش و عمل جمع آوری گردید. برای تحلیل دادها از شاخص های درصد بهبودی و تغییر پایا استفاده شد.

یافته­ها: نتایج نشان داد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به طور معناداری آماج اصلی درمانی (ترس و اجتناب) را کاهش داد. همانگونه که انتظار می رفت، کاهش در اجتناب نسبت به اضطراب و ترس از ارزیابی بیشتر و سریع تر اتفاق افتاد.

نتیجه گیری: نتایج حکایت از قابل پذیرش بودن و اثربخشی بالقوه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد برای اختلال اضطراب اجتماعی دارد و بر این نکته تاکید می کند که لازم است پژوهش های بیشتری در این حوزه صورت گیرد.

کلمات کلیدی: درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، اختلال اضطراب اجتماعی، اجتناب، ترس از ارزیابی

 

عنوان:

تاثیر کفی با تکنیک medial heel skive  بر درد و عملکرد در افراد مبتلا به صافی کف پا

مجری:

فاطمه بهرامیان

مقدمه : صافي كف پاعارضه ایی است كه در آن قوس طولي داخلي كف پا كاهش مي يابد. در اين ضايعه حين تحمل وزن پاشنه دچار اورژن مي شود. شیوع ابتلا به صافي كف پا در بين جمعيت جهان 23 درصد است. هم چنین در نتيجه افزايش سن، فعاليت هاي فيزيكي و ديگر عوامل این عارضه مي تواند همراه با درد در مچ پا، زانوها، مفاصل ران و كمر باشد. از جمله درمان هاي رايج جهت كاهش عوارض ناشي از اين ضايعه استفاده از كفي ها است. یکی از روشهای ساخت کفی استفاده از تکنیک Medial heel skive  است که برای کنترل پرونیشن و صافی کف پا پیشنهاد شده است.

مواد و روشها: 14 نفر مبتلا به صافی کف پا در این مطالعه شرکت داشتند که  از هرکدام قالبگیری انجام شد وبه هرکدام کفی با تکنیک Medial heel skive  داده شد. کفی از جنس پلی پروپیلن بود. درد و عملکرد قبل از استفاده از کفی ها مورد سنجش قرار گرفتند و سپس بعد از 6 هفته استفاده از کفی ها مجددا مورد ارزیابی قرار گرفتند.

يافته ها: کفی با تکنیک Medial heel skive   توانست پس از 6 هفته درد و عملکرد افراد مبتلا به صافی کف پا را بهبود بخشد.

نتيجه گيري:  درد و عملکرد درافراد مبتلا به صافی کف پا بعد از استفاده از کفی با تکنیک Medial heel skive   به طور معناداری بهبود یافت. کفی مورد نظر می تواند به عنوان یک روش درمانی جدید در این زمینه مورد استفاده قرار گیرد. اگرچه مطالعات بیش تری در این زمینه لازم است.

کلمات کلیدی : صافی کف پا، ارتزپا، کفی با تکنیک Medial heel skive  ، درد، عملکرد، VAS

عنوان:

بررسي وضعيت جايگاه مهار سلامت،سلامت روان و رابطه بين اين دو شاخص در بين زنان شهرستان فارسان در سال91-92

مجری :

غلامرضا قائدامینی هارونی


پژوهش حاضر با هدف بررسي سلامت رواني زنان فارسان به مرحله اجرا شد. جامعه آماري شامل کلیه زنان شهر فارسان در سال 94 می باشد که از بين آن ها تعداد 120 نفر به صورت تصادفي انتخاب شد. ابزار اندازه شامل پرسشنامه استاندارد سلامت رواني (
GHQ28) و پرسشنامه جایگاه مهار سلامت (HLC) می باشد. داده ها با استفاده از آزمونهای همبستگی و تی دو نمونه مستقل تحلیل شد. با توجه به نتایج به دست آمده مشخص شد که بین اعتقاد به ویژگی های شخصی و هر یک از ابعاد سلامت روانی رابطه منفی و معنادار؛ بین اعتقاد به قدرت دیگران و هر یک از ابعاد سلامت روانی رابطه مثبت و معنادار؛ و بین اعتقاد به شانس و هر یک از ابعاد سلامت روانی رابطه غیر معنادار به دست آمد. با توجه به يافته هاي به دست آمده از پژوهش حاضر مشخص شد که وضعيت زنان از لحاظ سلامت رواني در وضعيت مناسبي قرار ندارد. بنابراين توصيه مي شود در راستاي بهبود وضعيت زندگي آنان از برنامه هاي اجتماع محور و با هدف مداخله در جهت بهبود سلامت روان آنها استفاده نمود و در این راستا توجه به جایگاه مهار سلامت زنان می تواند نقش مثبتی در راستای ارتقاء سلامت روان آنها ایفا نماید.

کليد واژه ها:سلامت روانی، جایگاه مهار سلامت، اعتقاد به شانس، اعتقاد به دیگران قدرتمند

عنوان:

کاهش طرحواره های ناسازگار و کنترل عواطف دانش آموزان با ناتوانی های یادگیری: اثربخشی درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی

مجری:

 

محمد رستمی

مقدمه: هدف این مطالعه بررسی اثر بخشی درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر تعدیل طرح واره های ناسازگار وکنترل عواطف دانش آموزان مبتلا به ناتوانی­های یادگیری بود. این پژوهش آزمایشی و به شیوه  پیش­آزمون وپس­آزمون با گروه کنترل اجرا شد. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانش آموزان دختر سال  اول ، دوم و سوم مقطع راهنمایی شهرستان کوهدشت در سال تحصیلی 92-91 تشکیل می­دهند. نمونه ی پژوهشی شامل 40 دانش آموز دختر مبتلا به  ناتوانی­های یادگیری بود که از میان دانش آموزان مدارس راهنمایی شهرستان کوهدشت بعد از شناسایی و انجام مصاحبه بالینی ساختار یافته به صورت تصادفی ساده انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل(20 نفر برای هرگروه) گمارده شدند. برای جمع آوری داده‌ها ازپرسشنامه های پردازش طرحواره های ناسازگار و کنترل عواطف استفاده شد. نتايج تحلیل کواریانس چند متغیری(MANCOVA) نشان داد برنامه درمانی شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی به طور معنی داری طرحواره های ناسازگار ، افسردگی اضطراب و خشم دانش آموزان دختر مبتلا به ناتوانی­هایی را کاهش داده است(001/0>P). این نتیجه تلویحات مهمی در زمینه آموزش و ارتقای بهداشت روانی دانش آموزان استثنایی دارد. بنابراین پیشنهاد می­شود از این برنامه درمانی هم در مدارس و هم کلینیک­ها به عنوان یک درمان همدلانه و مکمل سایر درمانها  برای کاهش عواطف منفی و جلوگیری از شکل گیری طرحواره های ناسازگار در این دانش آموزان مورد استفاده قرار گیرد.

 

کلید واژه: درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی، طرح واره های ناسازگار، کنترل عواطف، ناتوانی­هایی یادگیری

عنوان:

 

بررسی رابطه بین فرهنگ سازمانی و  مدیریت تعارض در پرستاران بیمارستان خاتم الانبیاء 1394

 

مجری:

عبدالله موسوی عوری

مقدمه: بیمارستانها به دلیل سروکار داشتن با مشاغل و حرف گوناگون،سطوح تحصیلی کاملا متفاوت و علایق و نیازهای متفاوت، محیطی پرتعارض هستند؛ استفاده مناسب و مدیریت صحیح تعارض یکی از راههای مناسب برای دستیابی به اهداف سازمان است. لذا هدف از پژوهش حاضر، تعیین ارتباط بین فرهنگ سازمانی و مدیریت تعارض در پرستاران بیمارستان­ خاتم الانبیاء (ص) تهران در سال 1393-94 بوده ­است.

روش کار: مطالعه­ی حاضر توصیفی- تحلیلی از نوع مقطعی بوده که جامعه­ی پژوهشی آن کلیه­ی پرستاران بیمارستان­خاتم الانبیاء (ص) شهر تهران می­باشند. 220 نمونه با استفاده از جدول مورگان و براساس معیارهای ورود وارد مطالعه شدند. برای جمع­آوری داده­ها از سه پرسشنامه­ی مشخصات دموگرافیک، فرهنگ سازمانی رابینزRabins و مدیریت تعارض پوتنام و ویلسون “Putnam & Wilson استفاده گر­دید. پایایی هر دو ابزار در مطالعات مشابه در کشور با استفاده از روش ضریب آلفای کرونباخ مورد تایید قرار گرفته بود. داده‌ها با نرم‌افزار آماری SPSS19 و با استفاده از آزمون­های آماری تی مستقل و ضریب همبستگی پیرسون تجزیه و تحلیل شدند.

یافته­ها و نتایج : یافته­ها میزان فرهنگ سازمانی را با میانگین  ۲/۱۲±۱2/۵۸و مدیریت تعارض پرستاران را با میانگین 76/0 ± ۳۱/۴ نشان داد. نتایج حاصل از ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین فرهنگ سازمانی و مدیریت تعارض پرستاران رابطه­ی مثبت و معنی­داری وجود دارد (001/0P، ۳۳/0=r). هر سه زیرمقیاس­ مدیریت تعارض هم با فرهنگ سازمانی رابطه­ی معنی­دار داشتند (001/0P).

بحث : نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که بین فرهنگ سازمانی و مدیریت تعارض پرستاران در بیمارستان شهر تهران ارتباط مثبت و مستقیم وجود داشته و با افزایش فرهنگ سازمانی، مدیریت تعارض افزایش یافته است. لذا بهینه سازی فرهنگ سازمانی جهت بهبود مدیریت تعارض پرستاران توصیه می گردد.

عنوان:

بررسی اثربخشی الگوی درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) بر کاهش اضطراب اجتماعی دانش آموزان مبتلا به ناتوانی های یادگیری

مجری:

 عماد آل کثیر

 

مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی الگوی درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) بر کاهش اضطراب اجتماعی دانش­آموزان مبتلا به ناتوانی­های یادگیری انجام شد.

روش: این پژوهش از نوع آزمایشی بوده و از  طرح  پیش­آزمون - پس­آزمون با گروه کنترل استفاده شد. جامعه آماری این پژوهش را کلیه­ی دانش­آموزان پسر مقطع راهنمایی شهرستان کوهدشت در سال تحصیلی 93-1392 تشکیل می­دادند که دارای ناتوانی­های یادگیری بودند. نمونه پژوهش شامل 40 نفر از دانش­آموزان پسر مبتلا به ناتوانی­های یادگیری بود. که از میان دانش­آموزانی بعد از شناسایی در مدارس راهنمایی و انجام مصاحبه بالینی ساختاریافته به صورت تصادفی ساده انتخاب و در دو گروه آزمایش و گواه گمارده شدند (20 نفر برای هر گروه). ابزارهای پژوهش شامل، مصاحبه بالینی ساختاریافته، آزمون هوشی ریون (1962) و مقیاس اضطراب اجتماعی واتسون و فرند (1969) بود. از هر دو گروه پیش­آزمون، پس­آزمون به عمل آمد. در فرآیند اجرا، گروه آزمایش به مدت 10 جلسه 1 ساعته تحت الگوی درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد قرار گرفتند در حالی که گروه کنترل هیچ آموزشی دریافت نکردند. برای تجزیه و تحلیل آماری داده­ها نیز از روش تحلیل واریانس چند متغیری (MANOVA) استفاده شد.

یافته­ها: نتايج حاصل از تحلیل واریانس چندمتغیری (MANOVA) نشان داد که آموزش الگوی درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کاهش اضطراب اجتماعی دانش­آموزان مبتلا به ناتوانیی­های یادگیری مؤثر بوده است (001/0>P). همچنین نتایج نشان داد که در مرحله پس­آزمون، بین دو گروه آزمایش و گواه، در میزان اضطراب اجتماعی تفاوت معنادار وجود دارد.

نتیجه­گیری: بنابر یافته­های این مطالعه، آموزش الگوی درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) منجر به کاهش اضطراب اجتماعی دانش­آموزان مبتلا به ناتوانی یادگیری می­شود و می­توان از این آموزش به عنوان یک روش مداخله­ای مناسب سود جست.

عنوان:

بررسی ویژگی های روانسنجی پرسشنامه سبک غذا دادن مراقبین به فرزند

مجری:

فرانک جلوه زاده

مقدمه: شیوع چاقی کودکی در گستره جهانی در حال افزایش است. به غیر از نیازهای فیزیولوژیکی عوامل زیادی هستند که می توانند اثرات عمیقی در خوردن و وضعیت وزن کودکان داشته باشند. از میان این عوامل، عامل اجتماعی کودک قابل ملاحظه است. با توجه به نقش عوامل محیطی در چاقی، فعالیت های غذا دادن والدین به کودک توجه خاصی را به خود جلب کرده است. والدین محیط هایی را برای کودکان ایجاد می کنند که ممکن است رفتارها و وزن سالم، یا اینکه ممکن است بیش وزنی و جنبه هایی از خوردن مختل را رشد دهند. این پژوهش با هدف تعیین ویژگی های روانسنجی پرسشنامه CFSQ و آماده سازی آن به عنوان یک ابزار معتبر جهت ارزیابی سبک های غذا دادن والدین به کودکان پیش دبستانی و دبستانی می­باشد.

مواد و روش ها: از بین کودکان 3 تا 6 سال شهر تهران، یک گروه نمونه با حجم حدود 350 مراقب از طریق نمونه برداری چند مرحله ای طبقه ای انتخاب شدند. ابزار CFSQ  (Caregiver Feeding Style Questionnaire)  توسط آن‌ها تکمیل گردید. جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها، برای تحلیل داده ها از روش تحلیل عاملی اکتشافی با استفاده از برآوردگر بیشینه درست نمایی با روش چرخش تمایل در استخراج عوامل استفاده شد.

یافته ها: آلفای کرونباخ در این پرسشنامه، 84/0 گزارش شد. روایی همگرای این پرسشنامه به ترتیب 62/0 و 54/0 تعیین شد. ضرایب پایایی برای عامل اول برابر با 83/0 و برای عامل دوم برابر با 79/0نشان داده شد.

نتیجه گیری: با توجه به نتایج بدست آمده، مقیاس CFSQ در جامعه مورد پژوهش از اعتبار و روایی مناسبی برخوردار است و می­توان از آن برای ارزیابی باور های والدین در غذا دادن به کودکان پیش دبستانی و دبستانی و همچنین بدست آوردن سبک های رفتاری خاص استفاده کرد.

واژه های کلیدی: سبک غذا دادن، ویژگی های روانسنجی، مراقبین کودک

عنوان:

اثربخشی راهبردهای خودنظم بخشی هیجانی بر کاهش تکانشوری و بهبود سازگاری دانش آموزان مبتلا به اختلال ریاضی

مجری: محمد رستمی

 

مقدمه: از میان تمامی مشکلات یادگیری، مشکلات ریاضی از اهمیت بیشتری برخوردار است؛ این بدین دلیل است که همه کودکان در سال­های اولیه دبستان ملزم به انجام محاسبات ریاضی هستند. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی راهبردهای خودنظم بخشی هیجانی بر کاهش تکانشوری و سازگاری دانش­آموزان مبتلا به اختلال ریاضی انجام شد.

روش: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی بوده و از  طرح  پیش­آزمون - پس­آزمون با گروه گواه استفاده شد. جامعه آماری این پژوهش را کلیه­ی دانش­آموزان پسر مبتلا به اختلال ریاضی مقطع راهنمایی شهر تهران  در سال تحصیلی 94-1393 تشکیل می­دادند. نمونه پژوهش شامل 40 دانش­آموزان پسر مبتلا به اختلال ریاضی بود. که بعد از شناسایی به وسیله آزمون ریاضی کی­مت و انجام مصاحبه بالینی ساختاریافته به صورت خوشه­ای چند مرحله­ای انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه گمارده شدند. ابزارهای پژوهش شامل، مصاحبه بالینی ساختاریافته، آزمون ریاضی کی­مت و مقیاس تکانشوری بارات و سازگاری سینها و سینگ بود. از هر دو گروه پیش­آزمون، پس­آزمون به عمل آمد. در فرآیند اجرا، گروه آزمایش به مدت 10 جلسه آموزش مهارتهای خودنظم بخشی هیجانی قرار گرفتند (یک ساعتی) در حالی که گروه کنترل آموزش کلاسی دریافت کردند. برای تجزیه و تحلیل آماری داده­ها نیز از روش تحلیل وواریانس چند متغیری استفاده شد.

یافته­ها: نتايج حاصل از تحلیل واریانس چندمتغیری (MANOVA) نشان داد که آموزش مهارتهای خودنظم بخشی هیجانی بر سازگاری و تکانشوری دانش­آموزان مبتلا به اختلال ریاضی مؤثر بوده است (001/0>P). همچنین نتایج نشان داد که در مرحله پس­آزمون، بین دو گروه آزمایش و گواه، در میزان سازگاری اجتماعی، هیجانی، تحصیلی و تکانشوری تفاوت معنادار وجود دارد.

نتیجه­گیری: بنابر یافته­های این مطالعه، آموزش مهارتهای خودنظم بخشی هیجانی منجر به افزایش سازگاری اجتماعی، هیجانی، تحصیلی  و کاهش تکانشوری در دانش­آموزان مبتلا به این اختلال می­شود و می­توان از این آموزش به عنوان یک روش مداخله­ای مناسب سود جست.

واژه­های کلیدی: آموزش مهارتهای خودنظم بخشی هیجانی، اختلال ریاضی، سازگاری، تکانشوری، دانش­آموزان

عنوان:

نقش عدم تحمل بلاتکلیفی و باورهای فراشناختی با میانجی‌گری تفکر تکراری در پیش بینی شدت علائم اضطراب بیماری در دانشجویان یزد

مجری:

مریم کامی

مقدمه: اضطراب سلامتی یکی از چالش‌های درمانی روانشناسی بالینی است، که با نگرانی شدید درباره وضعیت سلامتی، ترس از بیماری و رفتارهای ناکارآمد مرتبط با سلامتی شناخته می‌شود.. مطالعات مختلف نشان دادند که باورهای فراشناخت و عدم تحمل بلاتکلیفی شدت اضطراب سلامتی را پیش بینی می‌کنند، ولی مکانیزم این اثرگذاری آن‌ها مشخص نشده‌است. به نظر می‌رسد تفکر تکراری منفی (نگرانی و نشخوار فکری) به عنوان عوامل واکنشی، رابطه بین باورهای فراشناختی و عدم تحمل بلاتکلیفی با اضطراب سلامتی را تبیین می‌کند. چنان‌که مطالعات مختلفی نقش تفکر تکراری را نیز در رابطه با اضطراب سلامتی نشان داده‌اند. هیچ مطالعه‌ای نقش میانجی تفکر تکراری منفی در رابطه میان باورهای فراشناختی و عدم تحمل بلاتکلیفی با اضطراب سلامتی را بررسی نکرده‌است. بنابراین مطالعه حاضر با هدف روشن ساختن این نقش میانجی و شناسایی مسیرهای پراهمیت‌تر که در شدت اضطراب سلامتی نقش دارند، انجام شد.

روش: 321 دانشجو به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شده  و پرسشنامه‌های MCQ-30 ،IUS ،RRS، PSWQ،SHAI را پر کردند. سپس داده‌ها با روش همبستگی، رگرسیون چندمتغیره و تحلیل مسیر تحلیل شدند.

یافته ها: نتایج نشان داد تمام متغیرها در سطح αp<001/0 با یکدیگر همبستگی دارند. نتایج تحلیل مسیر نشان داد اندیشناکی میان عدم تحمل بلاتکلیفی و شدت اضطراب سلامتی میانجی‌گری می‌کند. در حالی‌که نگرانی و باورهای فراشناختی، قدرت کم‌تری در پیش‌بینی اضطراب سلامتی دارند.

نتیجه گیری: به نظر می‌رسد افراد با اضطراب سلامتی بالا، با مواجهه با نشانه‌های مبهم بیماری و مشکلات جسمی، دچار اندیشناکی می‌شوند که همین منجر به افزایش اضطراب آن‌ها می‌شود. نیاز است این مسئله در کار بالینی درمان اضطراب سلامتی در نظر گرفته شود. احتمال می‌رود رویکردهای درمانی که دارای مؤلفه‌های درمانی مبتنی بر عدم تحمل بلاتکلیفی و اندیشناکی هستند، در درمان این اختلال مؤثر واقع شوند.

کلید واژه ها: اضطراب سلامتی، عدم تحمل بلاتکلیفی، باورهای فراشناختی، تفکر تکراری

 

عنوان:

اثربخشی گروه درمانی مبتنی بر تعهد و پذیرش بر اضطراب معتادان در حال ترک

مجری:

هیمن سعادتی

مقدمه: پژوهش حاضر با هدف کاهش اضطراب افراد مبتلا به اعتیاد که برای ترک اعتیاد به مراکز ترک اعتیاد مراجعه می­کنند انجام پذیرفته است.

روش: روش مطالعه نیمه تجربی است و طرح مورد استفاده پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل همراه با پیگیری یک ماهه است.

یافته ها: نتایج نشان می دهد که رواندرمانی تعهد و پذیرش به صورت معنی دار موجب کاهش اضطراب گروه مداخله شده است و انعطاف روانشناختی آنان را افزایش داده است و تفاوت معنی دار بین دو گروه مداخله و کنترل مشاهده می­شود.

نتیجه گیری: درمان گروهی مبتنی بر تعهد و پذیرش بر کاهش اضطراب معتادان در حال ترک اثر مثبت دارد و می­تواند در مراکز ترک اعتیاد در فرایند ترک از آن به عنوان یک درمان مفید استفاده کرد.

کلید واژه ها: گروه درمانی، پذیرش و تعهد، اعتیاد، اضطراب

عنوان:

روایی و پایایی پرسشنامه طرحواره درمانگر

مجری:

هیمن سعادتی

مقدمه: پژوهش حاضر با هدف ارزیابی روایی و پایایی پرسشنامه طرحواره درمانگر انجام شد.

روش: گروه نمونه شامل 107 نفر از مشاوران و روانشناسان بالینی استان تهران و البرز است و پرسشنامه ها به صورت پست الکترونیک برای گروه نمونه صادر می­شد و درصورت تمایل پاسخ دادند.

یافته ها: برای بررسی پایایی درونی پرسشنامه از آلفای کرونباخ و روش آزمون-بازآزمون استفاده شد که نتایج نشان دهنده پایایی درونی و پایایی زمانی مناسب است. برای بررسی روایی هم­گرای پرسشنامه از پرسشنامه های افسردگی و اضطراب بک استفاده شد که نتایج نشان دهنده­ی روایی مناسف پرسشنامه طرحواره درمانگر است. نتایج تحلیل عاملی به روش واریماکس نشان داد که 15 عامل از گویه­های پرسشنامه استخراج شد که مطابق با ابعاد نظری سازندگان پرسشنامه است.

نتیجه گیری: پرسشنامه طرحواره درمانگر در نمونه ایرانی دارای روایی و پایایی مناسب است.

کلید واژه ها: طرحواره درمانگر، روانسنجی، روایی و پایایی

عنوان:

ترجمه و اعتبارسنجی آزمون چند عاملی لکنت (آزمون کالمز) در كودكان۷ تا ۱۴ ساله­ی فارسی زبان دارای لکنت

مجری:

یاسمن جلیلیان

مقدمه: لکنت متأثر از عوامل هیجانی، شناختی، حرکتی، زبان­شناختی و اجتماعی است که تحت­ تأثیرساختار اجتماعی و فرهنگی دستخوش تغییر می­شود. تحقیقاتی که به بررسی اختلالات روانی و یا لکنت می­پردازند، با توجه به دیدگاه چند بعدی و تأثیر ابعاد مختلف بر روانی گفتار اهداف چندگانه­ای را دنبال می­کنند. از آنجا که موضوعات مورد مطالعه در رشته گفتار درمانی زبان و فرهنگ وابسته هستند نیاز است تا ابزارهایی متناسب با ویژگیهای این زبان تدوین شود. آنچه مسلم است نیاز مشخص به طراحی و یا تدوین آزمون های گفتار و زبان در ایران وجود دارد. اگرچه آموزش رسمی گفتار درمانی به بیش از ۴۰ سال در ایران بر می گردد اما تعداد ابزارهایی برای ارزیابی و درمان اختلالات گفتار و زبان بسیار محدود می باشد.بنابراین در پژوهش حاضر با توجه به  اهمیت یک ارزیابی جامع مبتنی بر مدل در لکنت، چه به لحاظ بعد درمانی و چه به لحاظ بعد مشاوره­ای، تصمیم به ترجمه و اعتبارسنجی آزمون یکپارچه لکنت در کودکان ۷ تا ۱۴ ساله دارای لکنت در جامعه فارسی زبان گرفته شد.

 

 

 

روش بررسی: در اين مطالعه توصيفي تحليلي در ابتدا با استفاده از پروتكل ترجمه و معادل سازي International Quality of Life Assessment (IQOLA) درجه دشواري و كيفيت ترجمه اولیه آزمون یکپارچه لکنت  (CALMS) مورد بررسی قرار گرفت. سپس به منظور معادل سازی فرهنگی سوال های پرسشنامه نظر ۱۵آسیب شناس گفتار و زبان با استفاده از روش کمی تعیین روایی محتوایی لاواشه گرفته شد. جهت تعیین روايي صوري مطالعه آزمایشی بر روی ۱۵  کودک از جامعه مورد مطالعه اجرا و سوالات آزمون مورد بررسی قرار گرفت، همزمان  3 آسیب شناس گفتار و10 نفر از والدین کودکان دارای لکنت  درباره روان و قابل فهم بودن سوال های پرسشنامه قضاوت کردند. در ادامه با اجرای آزمون بر روی 45  کودک ۷ تا ۱۴ ساله فارسی زبان دارای لکنت ، اعتبارآزمون با روش باز آزمایی و اعتبار درونی با استفاده از آلفای کرونباخ با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ۱۷  بررسی شد.

یافته ها: از مجموع ۲۳  آيتم مربوط به ترجمه اولیه آزمون" کالمز " جمعاً ۱۸ مورد (۷۸%)ترجمه آسان و كيفيت ترجمه مطلوب داشتند. سایر آیتم ها مورد بررسی قرار گرفت و اصلاحات لازم انجام شد. تحلیل داده ها ی موجود در زمینه تعیین روایی محتوایی آزمون، شاخص روايي محتواي( ۰.۹۰  ) ، روايي محتواي نسخه ترجمه شده آزمون کالمز را بالا نشان داد. ضریب آلفای کرونباخ برای کل آزمون ۸۸/0 بود كه نشان از سطح بالاي ثبات دروني دارد. میان نمرات آزمون در دو مرحله اجرا  همبستگی قوی 9۸ /0  در سطح معنی داری وجود داشت.

 نتیجه گیری: از مجموع نتايج بدست‌آمده از تحقيق حاضر مي‌توان به‌ طوركلي به‌آساني و كيفيت مطلوب ترجمه و حفظ همگني در آيتم‌هاي نسخه اصلي پی برد و از اين جنبه مي‌توان اميدوار بود كه ابزار به ‌دست آمده با ابزار اصلي مطابقت دارد .به منظور بررسی بخش های آزمون کالمز  از دیدگاه متخصصین ایرانی با هدف قابلیت کاربرد آزمون در سطح جامعه ایران، مراحل مختلفی انجام گرفت که در نهایت  با انجام تغییرات لازم آزمون مطلوبی تهیه گردید. در پايان، اين تحليل‌ها ثابت كرد كه تمام بخش های آزمون از روايي  و اعتبار مناسبي برخوردار هستند و بعد از هنجاريابي آن دركل كشور مي‌توان از اين ابزار در كاربردهاي باليني و پژوهشي استفاده كرد.

 

کلمات کلیدی: لکنت، اعتبار، روایی ، آزمون یکپارچه لکنت، لکنت کودکان مدرسه رو

 

 

عنوان:

 بررسی ارتباط بین تنش اخلاقی درک شده و تمایل به ترک شغل در پرستاران

مجری:

مریم حاتمی زاده

مقدمه: کمبود پرستار به یکی از چالش‌های نظام‌های سلامت تبدیل شده است. یکی از دلایل کمبود پرستار ترک خدمت پرستاران و ادامه ندادن پرستاری به عنوان یک حرفه است. شناسایی عوامل مرتبط با ترک خدمت می‌تواند در نشان دادن راه‌هایی برای کاهش آن کمک کننده باشد. یکی از عواملی که ممکن است سبب سختی کار پرستاران و تمایل ایشان به ترک خدمت شود تنش اخلاقی است که در زمان پرستاری کردن احساس می‌کنند. هدف از پژوهش حاضر بررسی ارتباط بین تنش اخلاقی درک شده و تمایل به ترک خدمت در پرستاران بود.

طرح پژوهش: این پژوهش یک پژوهش توصیفی همبستگی بود. 150 پرستار پرسشنامه تنش اخلاقی و تمایل به ترک خدمت را تکمیل نمودند. ارتباط بین دو متغیر به وسیله آزمون همبستگی پیرسون سنجیده شد. با استفاده از آزمون رگرسیون خطی عوامل موثر بر تنش اخلاقی و تمایل به ترک خدمت پرستاران آزموده شد. سطح معنی دار یدر کلیه آزمون‌ها P<0.05 در نظر گرفته شد.

واحدهای مورد پژوهش و زمینه: پژوهش حاضر بر روی 150 پرستار شاغل در بیمارستان‌های شهر تهران انجام شد. محیط پژوهش سه بیمارستان دولتی و سه بیمارستان خصوصی شهر تهران، پایتخت ایران بودند. نمونه پژوهش به روش سهمیه‌ای انتخاب شدند.

یافته‌ها:  بین تنش اخلاقی و تمایل به ترک خدمت ارتباط مثبت و معنی‌داری وجود داشت. با افزایش شدت و تکرر تنش اخلاق درک شده توسط پرستاران تمایل آنها به ترک خدمت پرستاری افزایش پیدا می‌کرد(p=.00, r=.52). همچنین مردان بیش از زنان تمایل به ترک حرفه پرستاری را داشتند(p=0..

نتیجه‌گیری: تنش اخلاقی یکی از عوامل موثر در تمایل پرستاران به ترک حرفه پرستاری است. با شناسایی عوامل ایجاد کننده تنش اخلاقی و کاهش آنها شاید بتوان از تمایل به ترک خدمت پرستاران جلوگیری نمود.

کلمات کلیدی: تمایل به ترک خدمت، تنش اخلاقی، پرستار

عنوان:

بررسی رابطه ی پذیرش اجتماعی و رفتار منطقی در دانشجویان دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی.

مجری:

لیلا موسیوند

مقدمه: حرف زدن و رفتارکردن مطابق انتظارات دیگران را پذیرش اجتماعی می نامند. (گنجی،حمزه ،1384).گروهی از انسان ها همیشه مطابق با نظرات و اعتقادات خود صحبت می کنند. اگر از آنها در مورد موضوعی سؤال شود با صداقت به سئوالات پاسخ می دهند، در عقاید خود ثابت قدم هستند و تحت هر شرایطی پاسخ یکسان به سؤالات می دهند حتی اگر پاسخ هاي آنها طرد اجتماعی به دنبال داشته باشد.گروهی دیگر طوري حرف می زنند که مورد تایید دیگران قرار بگیرند. همچنین تاکنون نتوانسته اند تعریف جامعی برای رفتار منطقی ارائه دهند. بر اساس تئوریهای فلسفی، رفتار منطقی رفتاریست که از  یک سری قوانین و معیارها تبعیت کند و مترادف با رفتار هنجاری است. بنابراین رفتارهایی که از معیارها و ارزشهای یک جامعه تبعیت نمی کند خارج از رفتارهای منطقی قرار می گیرد. بر اساس این تعریف، رفتارهای خلاق جزو رفتارهای ناهنجار و منطقی قرار می گیرد.

روش: روش تحقیق در این پژوهش، توصیفی و از نوع همبستگی و بنیادی است. جامعه مورد نظر در این پژوهش دانشجویان دانشگاه علوم بهزیستی می باشد و 100 نفر از دانشجویان با روش تصادفی ساده به عنوان نمونه انتخاب شد. برای جمع آوری اطلاعات و داده ها از پرسشنامه ی کراون و مارلو برای پذیرش اجتماعی و از پرسشنامه شرکی و وایتمن برای رفتار منطقی استفاده شده است. و تعداد 50 پرسشنامه به وسیله پسرها و 50 پرسشنامه به وسیله دخترها ، پر شد.

یافته ها: نتیجه این پژوهش نشان داد که بین پذیرش اجتماعی و رفتار منطقی در دانشجویان رابطه مثبت و معنادار(001/0p=) وجود دارد.

واژه های کلیدی: پذیرش اجتماعی ، رفتار منطقی ، دانشجویان دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی.

 

 

عنوان:

بررسی تاثیرآموزش مهارتهای  مثبت اندیشی برکاهش فرسودگی شغلی پرستاران شاغل دربیمارستان روانپزشکی رازی تهران1393

مجری:

ناصرصدقی گوی آقاج

 

مقدمه: پرستاران به دليل مواجهه با استرس هاي فيزيكي، رواني و هيجاني در معرض فرسودگي شغلی قرار دارند که می‌تواند باعث ایجاد اختلالات جسمی, روحی و روانی برای فرد شاغل و تحمیل هزینه‌های مستقیم و غیرمستقیم بر فرد و جامعه گردد. هدف این مطالعه تعیین تأثیر آموزش مهارت های مثبت اندیشی به عنوان یک مداخله‌ی روانشناسی بر فرسودگی شغلی پرستاران بیمارستان روان‌پزشکی رازی تهران می‌باشد.

مواد و روش‌ها: مطالعه حاضر از نوع تجربی بوده و در آن از طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه شاهد استفاده شد. جامعه آماری کلیه پرستاران شاغل در بیمارستان روان‌پزشکی رازی تهران در سال 1393بود. از طریق روش نمونه گیری مبتنی بر هدف و بر اساس معیارهای ورود 30 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه مداخله و شاهد قرار گرفتند.گروه مداخله به مدت هشت جلسه 45 دقیقه ای به مدت دو روز در هفته تحت آموزش مهارت های مثبت اندیشی قرار گرفتند. نمونه‌ها قبل و بعد از مداخله، پرسشنامه فرسودگی شغلی ماسلاچ را تکمیل کردند. داده‌ها با نرم‌افزار آماری SPSS19 و با استفاده از آزمون های آماری کای اسکوئر, تی مستقل, زوجی و تحلیل واریانس تجزیه وتحلیل شدند.

یافته‌ها و نتایج: نتایج حاصل از مطالعه نشان داد که فراوانی فرسودگی شغلی بر اساس جنس, تأهل و سابقه کارتفاوت معنی‌داری دارد. بعد از مداخله, ميانگين نمره‌ی فراوانی (p=0/014) و شدت (p=0/031) فرسودگی شغلی گروه مورد به طور معناداري کاهش پیدا کرد.

بحث و نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج به دست آمده می توان گفت که آموزش مهارتهای مثبت اندیشی موجب کاهش نمره فرسودگی شغلی پرستاران می شود. بنابراین می توان روش به کار گرفته شده در پژوهش حاضر را روش مناسبی برای مداخلات روانی- تربیتی و مشاوره ای و درمانی در پرستاران قلمداد کرد.

کلمات کلیدی: مثبت اندیشی, فرسودگی شغلی, پرستار

عنوان:

آنالیز آکوستیکی واکه های فارسی در کودکان کاشت حلزون شده: مقایسه با کودکان دارای سمعک و کودکان دارای شنوایی طبیعی

مجری:

نرگس جعفری

مقدمه: شنوایی یکی از عوامل اساسی تاثیرگذار بر کیفیت تولید گفتار از سوی سخنوران زبان است. این حس بازخورد لازم را برای کنترل گفتار فراهم می‎کند. گفتار کودکان دارای آسیب شنوایی اغلب هم از نظر ادراکی و هم از نظر ویژگیهای آکوستیکی دارای اختلال میباشد. هدف از اين مطالعه تعيين و مقایسهی ساختار سازهای در کودکان آسیب دیدهی شنوایی کاشتحلزون شده، داری سمعک و کودکان دارای شنوایی عادی بود.

مواد و روش‎ها: در این مطالعه صدای 20 کودک کاشت حلزون شده، 20 کودک دارای سمعک و 20 کودک دارای شنوایی طبیعی در گروه سنی 5 تا 10 سال مورد بررسی قرار گرفت. شرکت‌کنندهها تکزبانه و فارسیزبان بودند. از آزمودنیها خواسته شد شش واکه /i/، /u/ و /a/‎‎، /e/، /o/، /ӕ/ را به صورت منفرد تولید کنند. میانگین سازههای اول و دوم این واکهها در سطح واکه‎های منفرد، در سطح کلمات مورد بررسی و نیز دیرش واکه‎های درون کلمات با نرم‎افزار  praatنسخة 5.3.13 تعیین و یافتهها بین سه گروه مقایسه گردید. جهت تعيين وجود تفاوت بين ميانگين سازه‎های اول، دوم از آزمون آنالیز واریانس یک طرفه استفاده شد.

یافتهها: نتایج نشان دادند که مقدار سازهی اول واکهها در سطح واکههای منفرد در گروه کاشتحلزون شده و دارای سمعک افزایش یافته بود. میانگین سازۀ اول در واکةی /i/ در دو گروه کاشت حلزون شده و عادی و کودکان دارای سمعک و کودکان عادی تفاوت معنادار داشتند) 05/0(p<. میانگین سازه اول  واکه / a / در کودکان داری سمعک بالاتر بود ) 05/0(p<.  میانگین سازه دوم واکه /o/ در کودکان کم شنوای دارای سمعک و کودکان عادی دارای تفاوت معنادار بود) 05/0(p<. میانگین سازه دوم واکه /a/ در کودکان کم شنوای دارای سمعک و کودکان عادی دارای تفاوت معنادار بود) 05/0(p<.

نتیجهگیری: با توجه به افزایش سازة اول در کودکان کم شنوای کاشت حلزون شده و دارای سمعک به نظر میرسد این کودکان حرکات جبرانی زیادی به کار میگیرند که میتوان این پدیده را با فقدان بازخورد شنیداری و تلاش برای جبران آن با حس عمقیی توجیه کرد. البته میانگین سازه اول در کودکان کم شنوای کاشت حلزون شده به کودکان عادی نزدیک‌تر است 

واژههای کلیدی: آسیب شنوایی، کاشتحلزون، تولید واکه، بسامد سازهای

عنوان:

بررسی وضعیت رفاه اجتماعی معلمان زن شاغل

 در منطقه 10 شهر تهران

 مجری:

سینا احمدی

مقدمه: معلمان به عنوان یکی از اقشار تأثیرگذار، نقشی انکارناپذیر در  تربیت نسل آینده در جامعه دارند. در این راستا اگر بخواهیم این قشر مسئولیت خود را به خوبی انجام دهند، باید پایگاه و منزلت شغلی آنها در جامعه تعریف و شرایط رفاهی آنها فراهم باشد. در تحقیق حاضر به بررسی وضعیت معلمان زن منطقه 10 شهر تهران پرداختیم تا وضعیت رفاه اجتماعی آنها را توصیف و بر این اساس پیشنهاداتی را در راستای بهبود وضعیت آنها مطرح کنیم

مواد و روش: این پژوهش یک مطالعه مقطعی و از نوع پیمایش است. کلیه معلمین زن منطقه 10 شهر تهران جامعه آماری مطالعه بودند و با روش نمونهگیری تصادفی طبقاتی، 120 نفر از معلمین پایه های مختلف منطقه 10 شهر تهران، انتخاب شدند. ابزارهای انجام تحقیق شامل فرم اطلاعات دموگرافیک و پرسشنامههای وضعیت رفاه اجتماعی که روایی آنها از طریق تحلیل عاملی و پایایی آنها از طریق آلفای کرونباخ بررسی شد. دادههای جمعآوری شده با ضریب همبستگی و آزمونهای آماری مربوطه مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت.

یافتهها: یافته های تحقیق نشان داد که وضعیت رفاه اجتماعی در بین معلمان زن این منطقه از تهران مناسب و متوسط روبه بالاست و اکثریت آنها از شغل معلمی رضایت دارند و برهمین اساس میزان رضایت از زندگی آنها نیز بالا گزارش شد. همچنین با بررسی رابطه بین تعدادی از متغیرها به این نتیجه رسیدیم که میزان دینداری، تحصیلات، میزان درآمد بر میزان رضایت شغلی و زندگی پاسخگویان تاثیر مستقیم دارند.

نتیجه‌گیری: در مجموع به نظر می­رسد که اگرچه وضعیت رفاه اجتماعی زنان نسبتاً خوب است اما در مقایسه با همکاران مرد وضعیت خودشان را پایین­تر می دانند.

کلمات کلیدی: زنان، معلمان، رفاه اجتماعی، رضایت از شغل

عنوان طرح:

بررسی ارتباط بین احساس عدالت اجتماعی و قانون‌گریزی در بین ساکنان شهر تهران  

مجری طرح:

مهدی محمدی

مقدمه: این مطالعه با هدف بررسی ارتباط بین احساس عدالت اجتماعی و قانون‌گریزی در بین ساکنان شهر تهران انجام شد.

مواد و روش: این پژوهش یک مطالعه مقطعی و از نوع پیمایش است. کلیه ساکنان 18 تا 60 ساله شهر تهران جامعه آماری مطالعه بودند و با روش نمونه‌گیری تصادفی طبقاتی، 400 نفر از ساکنان مناطق سه پهنه توسعه‌ای پایین، متوسط و بالای شهر تهران، انتخاب شدند. ابزارهای انجام تحقیق شامل فرم اطلاعات دموگرافیک و پرسشنامه‌های احساس عدالت اجتماعی و قانون‌گریزی بود که روایی آنها از طریق تحلیل عاملی و پایایی آنها از طریق آلفای کرونباخ بررسی شد. داده‌های جمع‌آوری شده با ضریب همبستگی و آزمون‌های t دو نمونه مستقل، و تحلیل واریانس یکراهه مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت.

یافته‌ها: یافته‌های تحقیق نشان داد که سطح احساس عدالت اجتماعی در بین ساکنان شهر تهران در حد پایین و قانون‌گریزی در حد بالا می‌باشد. احساس عدالت اجتماعی و ابعاد آن در بین پاسخگویان متأهل و در بین افرادی که تحصیلات کمتری دارند بیشتر بود. قانون‌گریزی نیز در بین مردان و پاسخگویانی که درآمد کمتری داشتند بیشتر بود. بین احساس عدالت رویه‌ای و احساس عدالت توزیعی با قانون‌گریزی و قانون‌شکنی نیز رابطه منفی و معنی‌داری وجود داشت.

نتیجه‌گیری: در مجموع به نظر می‌رسد که قانون‌گریزی در جامعه ایران به یک آنومی اجتماعی تبدیل شده و این پدیده در بخش‌های مختلف اقتصادی و در زندگی اجتماعی مشکلات و آسیب‌های اجتماعی بسیاری را فراهم آورده است.

کلمات کلیدی: قانون‌گریزی، قانون‌شکنی، عدالت اجتماعی، عدالت رویه‌ای، عدالت توزیعی

 

عنوان:

بررسی تأثیر توانبخشی روانی مبتنی بر نور درخشان بر افسردگی سالمندان

مجری طرح:

محمد پرخو

 

مقدمه: يكي از مهم ترين، ساده ترين و كم هزينه ترين روش های درمان افسردگی، نور درمانی است. در این میان یکی از روش های نور درمانی استفاده از نور درخشان می باشد که بدین منظور از دستگاه لایت باکس (Light Box) استفاده می شود. مطالعه حاضر با هدف ارزیابی اثر نور درخشان بر کاهش افسردگی سالمندان انجام گرفته است.

مواد و روش: این مطالعه از نوع آزمایشی و با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل در سالمندان ساکن در سرای سالمندان قاصدک تهران در سال تحصیلی 94-1393 صورت گرفت. تعداد 60 سالمند با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند(هر گروه 30 نفر). سپس سالمندان گروه آزمایش تا 2 هفته هر روز صبح زود به مدت 30 دقیقه در معرض 10000 لوکس نور درخشان قرار گرفتند و در نهایت با استفاده از پس آزمون تغییرات سطح افسردگی سالمندان  با استفاده از مقیاس افسردگی سالمندان (GDS) که روایی و پایایی آن در جمعیت سالمندان ایرانی به اثبات رسیده، مورد بررسی قرار گرفت.

یافته ها: نتایج تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی نشان داد که میانگین افسردگی از 5.80 به 3.13 کاهش پیدا کرده و درنهایت اثربخشی نور درخشان بر کاهش افسردگی سالمندان معنی دار است (P=0.05).

نتیجه گیری: براساس نتایج تحلیل داده ها می توان نتیجه گرفت که نوردرخشان باعث کاهش افسردگی سالمندان می شود. علاوه بر عوارض جانبي و زيان بخش دارو درمانی و همچنین هزينه هاي درماني بالای این روش، استفاده از نور درخشان جهت کاهش افسردگی سالمندان به عنوان روش درمانی مقرون به صرفه تر و کم عارضه تر توصیه می شود.

کلید واژه ها: نور درمانی، افسردگی، سالمندان

عنوان:

ارزیابی شیوه های موثر بر میزان مشارکت و همکاری مردم با پلیس  شهرستان اردکان در سال  1394

مجری:

امیرحسین حسین پور

مقدمه: توجه به نقش­ مشاركت­ اجتماعي، سياسي و فرهنگي در توانمندسازي انسان ها، افزايش بهره برداري، كاهش مشكلات شهري و تحقق توسعه، در جامعه ايران كه در دوران گذار از جامعه سنتي به مدرن است به عنوان يك مسئله اساسي در مديريت شهري مطرح است.

روش: این مطالعه از دسته مطالعات مقطعی بوده و از نوع همبستگی می باشد. و از ابزار پرسشنامه برای جمع­آوری داده­ها استفاده شده است.

یافته ها: یافته­ها حاکی از آن است تقویت سازمانهای مردم نهاد می تواند باعث افزایش مشارکت با پلیس شود همچنین بین ویژگی های شخصیتی، فرهنگ، ساختارسازمانی پلیس؛ نوع برخورد باشهروندان، آموزش و سرمایه اجتماعی رابطه وجود دارد همچنین تفاوتهایی از نظر مشارکت با پلیس در بین سن، جنس، قومیت، تاهل و شغلهای مختلف وجود دارد .

نتیجه گیری: نتایج تحقیق حاکی از این است که متغیرهای، سرمایه اجتماعی، آموزش، ساختارسازمانی پلیس؛ نوع برخورد باشهروندان و تحصیلات 86 درصد تغییرات مشارکت با پلیس را تببین میکنند

کلید واژه ها: مشارکت، مشارکت اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، سازمان های مردم نهاد، ایلام

عنوان:

بررسی نقش فرهنگ در ارتقای نظم و امنیت اجتماعی در استان ایلام

 مجری:

امیر حسین حسین پور

مقدمه: امنيت ملي يكي از ضروري­ترين نيازها فرد، گروه وجامعه است و ادامه حيات و بقاي جامعه بدون آن مشكل و غيرممكن خواهد بود. وقتي هرج و مرج و ناامني وحود داشته باشد و چتر ناامني بر سر يك ملت سايه افكنده باشد، مردم و كشور با مشكلات فراواني مواجه شده و هيچ مشكلي از مشكلات آنان اعم از اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي حل نخواهد شد. لازمه نيل به امنيت ملي در جوامع كنوني، آن است كه جامعه در همه ابعاد سياسي، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، نظامي، زيست محيطي احساس امنيت داشته باشد. درنتيجه هر قوم و ملتي ممكن است بر اساس ديدگاه­هاي خاص خود به امنيت بنگرد.

روش: این مطالعه از دسته مطالعات مقطعی بوده و از نوع همبستگی می باشد. و از ابزار پرسشنامه برای جمع­آوری داده­ها استفاده شده است.

یافته ها: یافته­ها حاکی از آن است که همبستگی بالایی بین امنیت اجتماعی، نظم و فرهنگ وجود دارد به این ترتیب که بین سرمایه فرهنگی، رفاه اجتماعی، پایبندی به اعنقادات، پیوند خانوادگی و امنیت رابطه وجود دارد. همچنین بین جنس ، درآمد، محل سکونت و تحصیلات و امنیت تفاوت وجود دارد.

بحث و نتیجه گیری : نتایج تحقیق حاکی از این است که متغیرهای، سرمایه فرهنگی، رفاه اجتماعی، پایبندی به اعنقادات، پیوند خانوادگی، درآمد، محل سکونت و تحصیلات 30 درصد تغییرات امنیت اجتماعی را تببین میکنند

کلید واژه ها: فرهنگ، نظم، امنیت، ایران

عنوان:

بررسی مقایسه­ای میزان خشونت­دیدگی زنان خشونت­دیده و عادی شهرستان سقز و عوامل موثر بر تفاوت آنها

مجری:

ایوب اسلامیان چراغبدال

 

مقدمه: خشونت فی نفسه و فارغ از گروهی که برعلیه آن اعمال می­شــود یک عارضه و مسأله اجتماعی است و امنیت و سلامت جسمی و روحی قربانیان خود را تحت تأثیر قرار می­دهد. در این میان خشونت علیه زنان اهـمیت مضاعفی پیدا می­کند. خشونت علیه زنان موضوعی تازه­ای نیست بلکه عمری به درازای زندگی بشری دارد و یکی از مسائل بسیار جدی تمامی جوامع معاصر است. با توجه به اهمیت بسیار زیاد این موضوع، سازمان بهداشت جهانی آن را پدیده­ای جهانی معرفی کرده و سازمان ملل نیز در اعلامیه رفع خشونت علیه زنان در سال 1993، خشونت علیه زنان در خانواده و جامعه را امری رایج معرفی نموده که مانعی جدی در راستای نیل به برابری، توسعه و صلح گردیده است. استان کردستان به عنوان استانی که در شرایط گذار به سر می­برد شاهد تغییرات گسترده­ای در رابطه با زنان است. این تغییرات هم در سطح زنان تحصیلکرده­ و مشارکت اجتماعی آنها مشهود است اما از طرف دیگر بخشی از جامعه و به تعبیر دیگر بخشی از رفتارهای جامعه کردستان با زنان متاثر از الگوهای سنتی است که غالباً زن ستیزانه است.

در این تحقیق که به روش مقطعی و با استفاده از پرسشنامه اجراشده است وضعیت خشونت علیه زنان در زنان خشونت دیده و زنان عادی در شهرستان سقز بررسی شده است. در این تحقیق رابطه­ی برخی عواملی (که احتمالاً بر خشونت علیه زنان تاثیرگذار هستند) به عنوان متغیرهای مستقل با خشونت علیه زنان به محک آزمونهای آماری درآمده اند. نتایج نشان می­دهد که میزان خشونت اجتماعی، جنسی و روانی علیه زنان خشونت­دیده در سطح متوسط و بالا، میزان خشونت جسمی پایین و متوسط و خشونت اقتصادی بسیار بالاست. آمار استنباطی مربوط به فرضیات سطح معناداری در رابطه با تمام متغیرهای مستقل (میزان حمایت اجتماعی، مردسالاری در خانواده، پایبندی به باورهای دینی، فاصله سنی زوجین، پایگاه اقتصادی اجتماعی و یادگیری نقش­های جنسیتی) را با متغیر وابسته (خشونت علیه زنان) نشان می­دهد. این رابطه در خصوص پایبندی به باورهای دینی عکس است.

واژگان کلیدی: خشونت، خشونت علیه زنان، شهرستان سقز، مردسالاری، حمایت اجتماعی

عنوان:

بررسی سلامت اجتماعی در افراد مبتلا به آچ آی وی/ ایدز و عوامل موثر بر آن با تاکید بر حمایت اجتماعی

مجری:

ایوب اسلامیان چراغبدال

 

 مقدمه: بیماری ایدز که بواسطه ورود ویروس اچ آی وی به بدن وارد می­شود سیستم ایمنی بدن را نشانه گرفته و هم­پای با تضعیف سلامت بدنی فرد مبتلا، آسیب­های جدی به روابط اجتماعی و مشارکت وی در اجتماع وارد می­سازد. از طرف دیگر منظور از سلامت اجتماعی ارزيابي و شناخت فرد از چگونگي عملكردش در اجتماع و كيفيت روابطش با افرد ديگر، نزديكان و گروه‌هاي اجتماعي كه وي عضوي از آنهاست. هدف اصلی مقاله بررسی رابطه ابعاد حمایت اجتماعی (در دو بعد ساختاری و کارکردی) بر سلامت اجتماعی افراد مبتلا به این ویروس می­باشد.

روش تحقیق در این مقاله کمی و ابزار گردآوری داده نیز پرسشنامه استاندارد حمایت اجتماعی و پرسشنامه سلامت اجتماعی است. روش نمونه گیری مورد استفاده در این تحقیق به صورت تمام­شماری و همچنین نمونه­گیری گلوله برفی می­باشد به گونه­ای که اطلاعات مورد نیاز از تمامی بیماران مبتلا به اچ آی وی/ ایدز مراجعه کننده به دو موسسه کاهش آسیب نور سپید هدایت و سیمای سبز رهایی که حاضر شدند در این پژوهش شرکت کنند و همچنین سایر بیمارانی که به نوعی با این افراد در ارتباط بوده و به روش گلوله برفی شناسایی شدند، جمع آوری گردید. نهایتا 134 فرد مبتلا به اچ آی وی ایدز در این تحقیق شرکت داشتند.

نتیجه گیری: نتایج به دست آمده نشان می دهد که هر سه بعد حمایت ساختاری (عضویت در اجتماعات، شبکه اجتماعی شخصی و داشتن پیوند قوی)و دو بعد از حمایت کارکردی (حمایت ابزاری و حمایت عاطفی) با سلامت اجتماعی این بیماران رابطه معنی داری داشتند. تنها حمایت اطلاعاتی بود که رابطه­ای معنی داری با سلامت اجتماعی این افراد نداشت.

از سه متغیر مورد بررسی دیگر مهارت­های ارتباطی و باورهای مذهبی رابطه معنی داری با سلامت اجتماعی  افراد مبتلا به اچ آی وی/ ایدز داشتند و بین پایگاه اقتصادی اجتماعی و سلامت اجتماعی افراد مورد پژوهش رابطه معنی داری به دست نیامد.

عنوان:

بررسی عوامل مؤثر بر مدگرایی در استان کردستان( مطالعه موردی شهر سنندج) در سال 1394

مجری:

ایوب نافعی

مقدمه: در شکل‌گیری سبک زندگی و پیروی از مدها، بررسی نقش ارزش‌ها و مهم‌تر از آن، تحولات ارزشی جامعه در ایجاد سبک‌های زندگی و‌ مدها، ‌بسیار مهم است  به همین دلیل این مطالغه در پی بررسی عوامل مؤثر بر مدگرایی می باشد.

روش: این مطالعه از دسته مطالعات مقطعی بوده و از نوع همبستگی می باشد. و از ابزار پرسشنامه برای جمع­آوری داده­ها استفاده شده است.

یافته ها: یافته­ها حاکی از آن است بین خودنمایی، همانند سازی، طبقه اجتماعی، نارضایتی، مصرف گرایی، ماهواره و مدگرایی رابطه وجود دارد همچنین تفاوتهایی از نظر مدگرایی در بین سن، جنس، تحصیلات، قومیت، تاهل و شغلهای مختلف وجود دارد .

نتایج: نتایج تحقیق حاکی از این است که متغیرهای، خودنمایی، همانند سازی، طبقه اجتماعی، نارضایتی، مصرف گرایی، ماهواره به تفکیک هرکدام جداگانه درصدهایی(/14،/83، 15/،16/)  از تغییرات مدگرایی را تببین میکنند.

کلید واژه ها: مدگرایی، خودنمایی، همانند سازی، طبقه اجتماعی

عنوان:

بررسی تطبیقی ارتباط سیاستهای حفاظت اجتماعی و بازار کار با نابرابری در سلامت

مجری:

تکتم پیکانی

 

مقدمه: امروزه موضوع سلامتی در اولویت دستورکار توسعه بین المللی قرار دارد و نابرابری‌های سلامتی بین و داخل کشورها مورد توجه جوامع جهانی است، اما برای اقدام در جهت ارتقا سطح سلامت به خصوص در جوامع کم درآمد، محروم و آسیب پذیر، لازم است ابتدا علل واقعی مشکلات سلامتی مشخص شود. سازمان بهداشت جهانی، قدرتمندترین این علل را شرایط اجتماعی می‌داند که مردم در آن زندگی و کار می‌کنند و از آنها به عنوان عوامل اجتماعی تعیین کننده سلامتیاد می‌کند.در این بین سازمان بهداشت جهانی سیاستهای حفاظت اجتماعی و بازار کار را ذیل عوامل ساختاری اجتماعی محیطی و سیاستهای کلان دولت‌ها ، به عنوان مجموعه ای از سیاست ها و برنامه ها که هدف آن پیشگیری، مدیریت و غلبه بر موقعیتهایی است که تاثیر منفی بر بهزیستن مردم دارد، از تعیین کننده های اجتماعی ساختاری نابرابری در سلامت معرفی می‌کند. بر این اساس، هدف اصلی این مطالعه بررسی ارتباط سیاستهای حفاظت اجتماعی دولتها و میزان نابرابری در سلامت می‌باشد.

روش: این پژوهش، یک مطالعه تطبیقی کمّی از نوع مطالعات همبستگی است.

یافته ها: بین شاخص سلامت و شاخص حفاظت اجتماعی رابطه همبستگی معنادار وجود دارد به طوریکه نزدیک به 30  درصد از تغییرات سلامتی را با سیاستهای حفاظت اجتماعی دولتها می توان توضیح داد.

نتیجه گیری: تغییرات سیاست‌ها و برنامه‌های کاهش فقر و آسیب پذیری، با تغییرات شاخص سلامت مرتبط است که این نتیجه با ادعای کمیسیون تعیین کننده های اجتماعی سلامت در رابطه با اثر سیاستهای حفاظت اجتماعی در کاهش نابرابری در سلامت در بین جوامع همخوانی دارد.

کلید واژه ها: حفاظت اجتماعی، تعیین کننده های اجتماعی سلامت، مطالعه تطبیقی.

 

 

 

 

عنوان:

پیش بینی منابع خطر ابتلا به استئوآرتریت زانو در سالمندان 60-80سال شهر تهران با تاکید بر نقش فعالیت بدنی

مجری:

سمانه پورهادی

مقدمه: مداخلات پيشگيرانه براي كاهش خطر ابتلا و پيشرفت استئوآرتريت زانو در سالمندان اهميت ويژه اي دارد، چرا كه علاوه بر تاثير روي سلامت جسمانی و روانی سالمندان، باعث كاهش بار اقتصادي بر جامعه و خانواده مي شود. طراحي برنامه هاي پيشگيري از استئوآرتریت زانو مستلزم شناخت عوامل خطر خصوصا عوامل قابل اصلاح مي باشد. هدف پژوهش حاضر تعیین ارتباط سطوح سن، شاخص توده بدن، تحصيلات، افسردگی، فعالیت بدنی و جنس با میزان خطر ابتلا به استئوآرتريت زانو در سالمندان است.

روش: تعداد400 سالمند مبتلا به استئوآرتریت زانو (200 سالمند فعال و  200سالمند غیرفعال)  و 400 سالمند سالم(200 سالمند فعال و  200سالمند غیرفعال) با روش نمونه گیری داوطلبانه انتخاب شدند و با استفاده از پرسشنامه های جمعیت شناختی، افسردگی و فعالیت بدنی یال و کیفیت زندگی 36 سوالی مورد پرسش قرار گرفتند. ارتباط سطوح سن، شاخص توده بدن، تحصيلات، افسردگی، فعالیت بدنی و جنس با میزان خطر ابتلا به استئوآرتريت زانو با آنالیز رگرسیون لوجستیک مدل پیشرونده و با ارایه CI%95 (فاصله اطمینان) و OR (نسبت شانس) بررسی شد.

یافته ها: عامل سن به همراه جنس با خطر ابتلا به استئوآرتریت ارتباط معنی دار دارد (P<0.05 ، OR:1.96 CI%95:3.12 -1.23) و زنان بیشتر به استئوآرتریت زانو مبتلا می شوند (0.35 OR:0.55 CI%95:0.86-،P<0.05). اضافه وزن (P<0.001، OR:5.89 CI%95:11.69 -2.99) و چاقی (P<0.05 ، OR:0.89 CI%95:1.67-0.47) در سالمندان مبتلا به استئوآرتریت زانو بیشتر از سالمندان سالم است. سطوح افسردگی با خطر ابتلا به استئوآرتریت زانو ارتباط معنی دار دارد و افسردگی شدید (P<0.05، OR:1.97 CI%95:1.05 -3.70) و افسردگی متوسط (P <0.001، OR:3.90 CI%95:1.92 -7.90) در سالمندان مبتلا به استئوآرتریت زانو بیشتر از سالمندان سالم است. سطوح فعالیت بدنی با خطر ابتلا به استئوآرتریت زانو ارتباط معنی دار دارد و تعداد سالمندان غیرفعال (P<0.05، OR:0.58 CI%95:0.93 -0.36) در سالمندان مبتلا به استئوآرتریت زانو بیشتر از سالمندان سالم است. هرچه سطح تحصیلات بالاتر باشد احتمال ابتلا به استئوآرتریت زانو کمتر است و افراد با سطح تحصیلات پایین تر از دیپلم شانس بیشتری برای مبتلا شدن به استئوآرتریت زانو داشتند (P <0.05) . نتایج تحلیل واریانس چندمتغیره نشان داد بین ابعاد کیفیت زندگی در چهار گروه سالمندان سالم فعال و غیر فعال و مبتلا به استئوآرتریت فعال و غیر فعال تفاوت از نظر آماری معنی دار است (P<0/05). نتایج آزمون تعقیبی بونفرونی نشان داد سالمندان سالم فعال به طور معنی دار دارای کیفیت زندگی بالاتری نسبت به سالمندان فعال مبتلا به استئوآرتریت، سالمندان غیرفعال مبتلا به استئوآرتریت و سالمندان سالم غیر فعال بودند. همچنین نتایج آزمون تعقیبی بونفرونی نشان داد سالمندان فعال مبتلا به استئوآرتریت کیفیت زندگی بالاتری نسبت به سالمندان غیرفعال مبتلا به استئوآرتریت و سالمندان سالم غیر فعال داشتند و کیفیت زندگی سالمندان غیر فعال مبتلا به استئوآرتریت نامطلوب بود (P<0/05).

نتیجه گیری: عواملي نظير سطوح  فعالیت بدنی، جنسیت، سن، شاخص توده بدن، و افسردگی به ترتیب به عنوان عامل خطر دراستئوآرتریت زانو بوده و سطح تحصيلات، يك عامل محافظت كننده است. نتایج مطالعه نشان داد، شرکت در فعالیت بدنی باعث افزایش کیفیت زندگی در سالمندان سالم و مبتلا به استئوآرتریت می شود و با آموزش شرکت در فعالیت بدنی در سالمندان می توان نحوه مدارا و سازگاری با سالمندان مبتلا به استئوآرتریت را به نحو موثری فراهم کرد و در بهبود کیفیت زندگی سالمند و سطح سلامت جامعه نقش مهمی را ایفا نمود.

کلید واژه ها: سالمندان، استئوآرتريت، زانو، عوامل خطر، فعالیت بدنی، کیفیت زندگی

عنوان:

بررسی رابطه سرمایه اجتماعی با کیفیت زندگی کاری پرستاران بیمارستان امام خمینی(ره) تهران

مجری:

صلاح الدین کریمی

مقدمه: افراد در قالب سرمایه اجتماعی درون گروهی و برون گروهی قابلیتهای خود را افزایش می دهند و در عین بدست آوردن امکان کنترل زندگی خود از حمایتهای محیطی و اجتماعی که در شبکه های ارتباطیشان بوجود آمده برخوردار می شوند که این نقش موثری در کیفیت زندگی کاری آنها دارد. لذا در این پژوهش به بررسی رابطه انواع سرمایه اجتماعی با کیفیت زندگی کاریپرداخته ایم .

روش: این مطالعه از دسته مطالعات مقطعی بوده و از نوع همبستگی می باشد. و از ابزار پرسشنامه برای جمع­آوری داده­ها استفاده شده است.

یافته ها: تحلیل داده ها نشان داد رابطه معنی داری بین سرمایه اجتماعی درون گروهی و کیفیت زندگی کاری (05/0 > p، 369/0 = r)  وجود دارد در حالیکه بین سرمایه اجتماعی برون گروهی و کیفیت زندگی کاری رابطه معناداری وجود ندارد (05/0 < p). متغیرهای سن، جنسیت و محل سکونت از بین متغیرهای دموگرافیک رابطه معنی داری را با کیفیت زندگی کاری نشان دادند.

نتیجه گیری: سرمایه اجتماعی درون گروهی تاثیر مثبتی بر کیفیت زندگی کاری دارد در حالی که سرمایه اجتماعی برون گروهی تاثیری بر کیفیت زندگی کاری ندارد.

کلید واژه ها: سرمایه اجتماعی درون گروهی، سرمایه اجتماعی برون گروهی، کیفیت زندگی کاری، پرستاران

 

عنوان:

شناخت مشارکت مردم استان کردستان در ایجاد امنیت اجتماعی در سال 1395

مجری:

صلاح الدین کریمی

مقدمه: جستجوی امنیت از مهمترین نیازها و انگیزه های انسانی است. به طوری که در طول تاریخ، امنیت یکی از مهمترین دغدغه های بشر بوده و از همان بدو تولد، انسان به دنبال امنیت و آسایش بوده است. به نظرمی رسد تمایل و گرایش مردم برای مشارکت در زمینة برقراری امنیت، مسئله ای اجتماعی است که با طرح آن می توان زمینه های تحقیق و پژوهش دربارة میزان آن و همچنین عوامل مؤثر بر آن را مطرح و معرفی نمود.

روش: این مطالعه از دسته مطالعات مقطعی بوده و از نوع همبستگی می باشد. و از ابزار پرسشنامه برای جمع­آوری داده­ها استفاده شده است.

یافته ها: یافته­ها حاکی از آن است میزان مشارکت اجتماعی شهروندان سنندج در حد متوسط می باشد، همچنین تفاوتهایی از نظر مشارکت در بین میزان درآمد، سن، جنس، تحصیلات، قومیت، محل سکونت، میزان روابط محلی، اعتماد، تاهل و شغلهای مختلف وجود دارد .

نتایج بدست آمده گویای این است که شدت شبکه روابط محلی و اجتماعی با خواستگاه اجتماعی- اقتصادی ساکنان جامعه همبسته است

کلید واژه ها: مشارکت، امنیت اجتماعی، مسئله جتماعی

 

 

 

عنوان:

تهیه مجموعه نامیدن تصاویر و بررسی فاکتورهای موثر بر مهارت نامیدن در کودکان 6 تا 8 ساله فارسی زبان

مجری طرح:

فاطمه حسناتی

مقدمه: نامیدن تصاویر زمان­دار یکی از روش­های مناسب برای مطالعه عملکردهای زبانی و شناختی است. مطالعات نامیدن نشان می­دهند که متغیرهای روان­زبانشناختی پیش­بینی کننده عملکرد نامیدن می­باشد، اما تاثیر این متغیرها در زبان­های مختلف و سنین مختلف متفاوت است، بنابراین هدف ما از این پژوهش، فراهم کردن مجموعه نامیدن تصاویر و و بدست آوردن اطلاعات هنجار برای 129 تصویر سیاه و سفید برای کودکان 6-8ساله فارسی زبان است.

روش­: کلمات مناسب با سن از مجموع Snodgrass و Vanderwart استخراج گردیده و متغیرهای روان­زبانشناختی با استفاده از مقیاس درجه­بندی شده برای آیتم ها محاسبه شد. سپس کلمات وارد نرم افزار گردید. کودکان باید این تصاویر را با سرعت و دقت نام می بردند. سرعت زمان نامیدن توسط نرم­افزارثبت گردید.

نتایج: نتایج نشان می­دهد که مدت زمان نامیدن در کودکان فارسی زبان بالاتر از بزرگسالان در مطالعات قبلی است. متغیرهای مستقل از جمله، سن اکتساب، میزان آشنایی، پیچیدگی بینایی و میزان توافق نام همبستگی معناداری با مدت زمان نامیدن دارد. همچنین طبقه­بندی معنایی بر نامیدن تصاویر تاثیر می­گذارد.

بحث و نتیجه­گیری: تهیه محرکات تصویری مناسب با سن و زبان می­تواند برای تحقیقات آینده درباره رشد زبان و شناخت ضروری باشد.

واژگان کلیدی: زبان فارسی، تصویر هنجار، پیچیدگی بینایی، سن اکتساب، میزان آشنایی، توافق نام، زمان نامیدن

عنوان:

موانع آموزش به بیمار در ایران : مرور نظام مند

مجری:

فاطمه نیسه

مقدمه: آموزش جزء حقوق و نیازهاي اساسی بیماران و یکی از مهمترین نقش ها و وظایف هر پرستار است. آموزش به بیمار یکی از استانداردهاي کیفیت مراقبت پرستاري و از عوامل تاثیرگذار بر هزینه ها، بهبودي و درمان بیماران می باشد تعهد پرستاران نسبت به انجام این امر مهم در گرو شناخت و آگاهی از موانع موجود و برطرف کردن آن ها می باشد. بنابراین  مطالعه حاضر به منظور شناخت بیشتر موانع موجود در زمینه ی آموزش به  بیمار در ایران صورت گرفت .

روش: در این مطالعه ی مروری نظام مند تمام مقالات چاپ شده  در طی 15 سال بین (2015-2000) به دو زبان فارسی و انگلیسی در زمینه موانع آموزش به بیمار که در داخل کشور انجام شده بودند، مورد بررسی قرار گرفتند. این مطالعات از طریق پایگاه اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی(SID)،  بانک اطلاعات مقالات علوم پزشکی ایرانIranMedex) بانک اطلاعات نشریات کشور Magiran)Science Direct،Google Scholar و با استفاده از کلید واژه هاي موانع آموزش به بیمار ، پرستار و آموزش به بیمار  (nurse AND patient education ,barrier AND patient education) به دست آمد. به منظور جمع آوري داده ها، از فرم Iran Data Extraction Form))که بر اساس هدف پژوهش طراحی شده بود، استفاده گردید. نتیجه این جستجو دستیابی به43 مقاله مرتبط با موضوع بود که از این میان18 مقاله به علت دارا نبودن معیارهاي ورود از مطالعه حذف و نهایتاً 25 مطالعه وارد پژوهش شدند.

یافته ها: از 25 مقاله ی مورد بررسی، 20 مطالعه به روش توصیفی (80 درصد ) و 2مطالعه (8 درصد ) به صورت کیفی و 3 مطالعه(12درصد) بصورت مداخله ای انجام شده بود. نتایج حاصل از استخراج یافته هاي مقالات،نشان دهنده ي 5 دسته مشکل شامل موانع مربوط به بیمار، موانع مربوط به پرستاران، موانع مدیریتی، موانع محیطی  و رفع موانع اموزشی می باشد.

نتیجه گیری: بر اساس نتایج حاصله موانع چندگانه ای در مسیر آموزش به بیماران توسط پرستاران وجود دارد. انجام اقدامات موثر به منظور رفع این موانع  یک نیاز ضروري می باشد. با توجه به کمبود مطالعات مداخله اي، پژوهش هاي آینده بایستی از مطالعات توصیفی به سمت مطالعات مداخله اي حرکت کنند تا راهنمایی براي استفاده در بالین فراهم نمایند.

کلید واژه ها: موانع آموزش به بیمار، پرستار و اموزش ، مرور نظام مند.

عنوان:

بررسی رابطه عزت نفس و سلامت روانی با بهزیستی روانشناختی والدین کودکان عادی و کودکان مرزی(آموزش پذیر) 12-7 ساله تهران

مجری:

محمد باباپور

 

مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه عزت نفس و سلامت روانی با بهزیستی روانشناختی والدین کودکان عادی و والدین آموزش پذیر 12-7 ساله تهران می باشد.

روش: پژوهش حاضر از نوع پیمایشی– مقطعی و از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماري اين پژوهش شامل والدین کودکان عادی و مرزی (آموزش پذیر) شهر تهران بوده که نمونه آماری این پژوهش از طریق فرمول نمونه گیری برای تحقیقات همبستگی به تعداد 217 نفر بصورت نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل سه نوع پرسشنامه عزت نفس، سلامت روانی و بهزیستی روانشناختی می باشد.  برای تجزیه و تحلیل داده ها ازنرم افزار spss20 و آمار توصیفی نظیر میانگین و انحراف معیار و آمار استنباطی نظیر آزمون همبستگی پیرسون،  tمستقل، تحليل واريانس يكطرفه، رگرسیون خطی چند متغیره به روش ورود وآزمون کلوموگروف-اسمیرنوف جهت بررسی پارامتریک بودن داده ها مورد استفاده قرار گرفت.

نتیجه گیری: بر اساس نتایج تحقیق مشاهده شد که نمره سلامت روانی در والدین دانش آموزان عادی بیشتر از دانش آموزان مرزی است و همچنین از لحاظ عزت نفس بین والدین دانش آموزان عادی و مرزی  تفاوتی مشاهده نشد و مشحص گردید که نمره بهزیستی روانشناختی در بین والدین دانش آموزان عادی بیشتر از والدین دانش آموزان مرزی می باشد بدین معنی بهزیستی روانشناختی بیشتری دارند.

کلید واژه ها: کودکان آموزش پذیر، عزت نفس،سلامت روانی، بهزیستی روانشناختی 

عنوان:

بررسی ساختار عاملی پرسشنامه بازنگری شده افکار مزاحم وسواسی (ROII)

مجری:

محمود بهرامخانی

 

مقدمه: پژوهش حاضر با هدف تعیین ساختارعاملی پرسشنامه تجدید نظر شده افکار مزاحم (پاردن و کلارک، 1994) جامعه آماری شامل همه بزرگسالان (16 سال به بالا) زن و مرد شهر تهران به حجم 500 که با روش نمونه گیری چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش را پرسشنامه تجدید نظر شده افکار مزاحم  تشکیل داد. ضریب اعتبار کل مجموعه 52 آیتمی برابر با 893/0 به دست آمد. روش بازآزمایی پس از دو هفته در نمونه­ای 74 نفری از گروه نمونه اصلی ضریب همبستگی پیرسون برابر با 79/0 را نشان داد.  جهت بررسی ساختار عاملی پرسشنامه از روش تحلیل عاملی اکتشافی با روش تحلیل مولفه­های اصلی استفاده شد.  نتایج نشان داد که با استخراج 5 عامل آیتم­ها به 20 مورد تقلیل یافت و این 5 عامل روی هم رفته حدود 95/60 درصد از کل واریانس را تبیین می­کند.  به منظور ساده­سازی استخراج عامل­ها و نامگذاری آن­ها از روش چرخش پریماکس استفاده شد. برای بررسی این فرض که افکار وسواسی شامل دو طبقه کلی خودزاد و واکنشی هستند،  تحلیل مؤلفه­های اصلی برای استخراج دو عامل با مجموعه 52 آیتمی و همچنین با مجموعه 20 آیتمی صورت گرفت.  جهت تأیید عامل­های به دست آمده در فرایند تحلیل عاملی اکتشافی از مدل تحلیل عاملی تأییدی با کاربرد نرم­افزار اِیموس اجرا شد. لازم به ذکر است که مدل دو عاملی پرسشنامه فوق با استفاده از 52 و 20 آیتم مورد تأیید قرار نگرفت. با این وجود مدل 5 عاملی اکتشا ف شده پرسشنامه با 20 آیتم مورد تآیید قرار گرفت.

واژه های کلیدی: اعتبار، روایی، افکار مزاحم، تحلیل عاملی تأییدی، تحلیل عاملی اکتشافی

عنوان:

همبستگی بین خلاقیت و مدیریت تعارض در پرستاران شاغل در بیمارستان فیروزگر تهران در سال 1394

مجری طرح:

مریم خسرو زاده

مقدمه: بیمارستانها به دلیل سروکار داشتن با مشاغل و حرف گوناگون، سطوح تحصیلی کاملا متفاوت و علایق و نیازهای متفاوت محیطی پرتعارض هستند؛ استفاده مناسب و مدیریت صحیح تعارض یکی از راههای مناسب برای دستیابی به اهداف سازمان است. لذا هدف از این مطالعه تعیین رابطه ی بین خلاقیت و مدیریت تعارض در بین پرستاران بیمارستان می باشد.

مواد و روش‌ها: در این مطالعه ی توصیفی تحلیلی- مقطعی، از بیمارستان فیروزگر شهر تهران با استفاده از فرمول آماری و براساس معیارهای ورود 175 پرستار به روش هدفمند انتخاب شدند. داده­ها با استفاده از سه پرسشنامه­ی مشخصات دموگرافیک، مدیریت تعارض و خلاقیت سازمانی جمع آوری گردید. روایی و پایایی هر سه ابزار در مطالعات مشابه در کشور مورد تایید قرار گرفته بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده­ها از نرم افزار آماری SPSS19 و آمار توصیفی و ضریب همبستگی پیرسون استفاده گردید.

یافته‌ها و نتایج: یافته­ها نشان داد که خلاقیت سازمانی با میانگین (02/50) و مدیریت تعارض با میانگین (65/52) بوده و آزمون پیرسون بین خلاقیت سازمانی و مدیریت تعارض (001/0P ≤، 672/0=r) رابطه­ی مثبت و معناداری نشان داد.

بحث و نتیجه‌گیری: یافته­های این مطالعه نشان داد میزان خلاقیت سازمانی و مدیریت تعارض پرستاران در حد متوسط بوده و با افزایش میزان مدیریت تعارض، خلاقیت سازمانی در بین پرستاران مورد مطالعه افزایش یافته است. لذا می­توان نتیجه گرفت که با بالا بردن خلاقیت سازمانی، می توان مدیریت تعارض پرستاران را ارتقا داد.

کلمات کلیدی: خلاقیت سازمانی، مدیریت تعارض، پرستار

عنوان:

بررسی اثربخشی گروه درمانی مبتنی بر آموزش مفاهیم نظریه امید بر افزایش امید و شادکامی دانش آموزان با کم توانی جسمی- حرکتی

مجری:

مهدی شریفی

 

مقدمه: تمرکز روی جنبه‌های مثبت زندگی افراد با کم­توانی جسمی- حرکتی، می‌تواند نقش مهمی در بهزیستی و سلامت جسمی و روانشناختی این افراد ایفا کند. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش مفاهیم نظریه امید بر افزایش امید و شادکامی دانش‌آموزان با کم‌توانی جسمی- حرکتی بود.

 روش بررسی: این پژوهش به روش نیمه آزمایشی (شبه آزمایشی) و به صورت پیش‌آزمون و پس‌آزمون با گروه کنترل در سال تحصیلی 1395-1394 انجام گرفت. از طریق روش نمونه‌گیری هدفمند دو مرکز معلول جسمی- حرکتی دختر و پسر انتخاب و 52 دانش­آموز به صورت تصادفی در 4 گروه 13 نفری کنترل و آزمایش گماشته شدند. پرسشنامه مورداستفاده در این پژوهش پرسشنامه شادکامی آکسفورد و مقیاس امید اسنایدر بود که قبل و بعد از مداخله اجرا شد.

یافته­ها: نتایج به‌دست‌آمده با استفاده تحلیل کوواریانس نشان داد که آموزش مفاهیم نظریه امید بر افزایش امید و شادکامی تأثیر معنی‌داری دارد(001/0> p). به‌علاوه این مداخله باعث افزایش هر دو زیر مقیاس امید یعنی تفکر عامل و تفکر مسیر شد.

نتیجه­گیری: با توجه به نتایج می‌توان گفت که آموزش مفاهیم نظریه امید موجب افزایش نمره امید و شادکامی می‌شود. بنابراین می‌توان روش به کار گرفته‌شده در پژوهش حاضر را روش مناسبی برای مداخلات روانی- تربیتی و مشاوره‌ای و درمانی در دانش آموزان با کم‌توانی جسمی- حرکتی قلمداد کرد.

واژگان کلیدی: نظریه امید ، امید، شادکامی، کم‌توانی جسمی- حرکتی

عنوان:

اثربخشی الگوی توانمندسازی روانی_اجتماعی بر سلامت روان زنان دارای همسر معتاد

مجری:

هیمن سعادتی

مقدمه: توانمندسازی  به عنوان یک استراتژی مداخله برای کمک به خانواده هایی است که عوامل خطر سازی در رابطه با سلامت روان آنها وجود دارد.لذا این پژوهش نیز به منظور بررسی تأثیر الگوی توانمندسازی روانی- اجتماعی در بهبود سلامت روان زنان دارای همسر معتاد انجام شد.

روش: در این پژوهش نیمه تجربی ( با طرح پیش­آزمون ـ پس­آزمون ـ پیگیری و گروه کنترل ) ، 40 نفر از زنانی که همسرشان مبتلا به اعتیاد هستند و در سال91 در مراکز ترک اعتیاد همدان  مراجعه کردند، انتخاب و به شیوۀ تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل 20 نفره قرار گرفتند.گروه­ آزمایش در 8 جلسه توانمندسازی روانی-اجتماعی شرکت کردند و گروه­ کنترل هیچ مداخله­ای دریافت نکرد. داده­ها از طریق پرسشنامۀ سلامت روان  SCL-90-R جمع­آوری شد. جهت تجزیه و تحلیل داده­ها از تحلیل واریانس دومتغیری با اندازه گیری های مکرر روی یک متغیر و آزمون توکی استفاده شد.

یافته­ها: نمره سلامت روان زنان در گروه مداخله درآزمون SCL-90-R نسبت به گروه کنترل، در هر دو مرحله پس آزمون و پیگیری کاهش بیشتری (p=0/01) نشان می دهد. همچنین درابعاد شکایت جسمانی (p=0/01)، وسواس و اجبار (p=0/01)، حساسیت در روابط متقابل (p=0/01)، افسردگی (p=0/01)، اضطراب (p=0/01)، پرخاشگری (p=0/01)، ترس مرضی (p=0/01) و افکار پارانوئیدی (p=0/01) درهر دو مرحله پس آزمون و پیگیری در گروه مداخله کاهش بیشتری نشان می دهد. اما در بعد روان پریشی تاثیری نداشته است.

واژه های کلیدی: الگوی توانمند سازی، سلامت روان، اعتیاد، زنان

 

مقدمه:

نقش حمایت اجتماعی ادراک شده و عملکرد خانواده در آمادگی دانشجویان به اعتیاد

مجری طرح:

 یونس دوستیان

 

مقدمه: این مطالعه بررسی نقش حمایت اجتماعی ادراک شده و عملکرد خانواده در آمادگی دانشجویان به اعتیاد است.

روش کار: با هدف بررسی رابطه بین حمایت اجتماعی ادراک شده و عملکرد خانواده با آمادگی دانشجویان به اعتیاد ، از 156 دانشجوی دانشگاه علامه طباطبایی که به شیوه تصادفی خوشه­ای انتخاب شده بودند، خواسته شد تا پرسشنامه­های حمایت اجتماعی ادراک شده، عملکرد خانواده و آمادگی دانشجویان به اعتیاد را تکمیل کنند، داده­ها به کمک ضریب همبستگی پیرسون و ضریب رگرسیون چندگانه تحلیل شدند.

یافته ها­: نشان داد که بین حمایت اجتماعی ادراک شده و آمادگی دانشجویان به اعتیاد رابطه معناداری وجود دارد (005/0)، همچنین عملکرد خانواده می تواند از گرایش دانشجویان به مصرف مواد پیشگیری کند (001/0).

نتیجه گیری­: از آنجا که خانواده و سپس جامعه به عنوان اساسی­ترین بنیان تشکیل­دهنده زمینه­های پیش­اعتیادی محسوب می­گردد لذا اقدامات پیش گیرانه باید در قالب آموزش زندگی خانواده، آموزش مهارت­های زندگی، آموزش شیوه­های تربیتی، برقراری تعامل مناسب اجتماعی و غیره قبل از آنکه نوجوانان مستعد مصرف مواد گردد، آغاز شود. همچنین توجه به رابطه حمایت اجتماعی ادراک شده و عملکرد خانواده با گرایش به مصرف مواد، به والدین توصیه می­ شود که از طرفی با ایجاد و تقویت جو عاطفی در خانواده از احتمال گرایش جوانان در معرض خطر به مصرف مواد جلوگیری کنند و از طرف دیگر به تعاملات اجتماعی نوجوانان توجه جدی ای مبذول گردد.

کلید واژه ها: حمایت اجتماعی ادراک شده­، عملکرد­ خانواده­، آمادگی به اعتیاد، اعتیاد، دانشجویان

 

 

 

 عنوان: بررسی میزان همبودی اختلالات خوردن و اختلال بدشکلی بدن وهمبستگی آن‌ها با نشانگان آسیب ‌شناسی روانی

مجری: محمد جواد ابراهیم زاده موسوی

مقدمه: یکی از اختلالات شایع روانپزشکی که عمدتاً در ابتداي دوران نوجوانی و جوانی در افراد مشاهده می شوداختلالات خوردن است. اختلال خوردن با بروز بیماری‌های روانی از جمله سوء‌ مصرف مواد ارتباط دارد و علایم روانشناختی و رفتاری در این افراد شایع‌تر است. مطالعات نشان داده افرادی که در آنها تشخیص اختلال خوردن داده می‌‎شود، علایم آنها با اختلال روانپزشکی از جمله اختلال عاطفی و شخصیت همپوشی دارد. اختلال خوردنی که به طریق دیگری مشخص نشده است شایع‌ترین تشخیص اختلال خوردن می‎باشد (در حال حاضر حدود 75 درصد تمام موارد اختلالات خوردن در جامعه) و از نظر بالینی می ‌تواند یکی از دشوارترین تشخیص‌های افتراقی از اختلال بدشکلی بدن باشد

روش: در پژوهش حاضر افراد نمونه به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از همبستگی پیرسون و آزمون تی استفاده شد.

یافته ها: نتایج نشان داد دو اختلال خوردن و بد شکلی بدن با یکدیگر همبستگی یا همبودی بالایی دارند و بین اضطراب، افسردگی و حساسیت بین فردی از زیر مقیاس های نشانگان بالینی با اختلال خوردن و بد شکلی بدن نیز همبستگی وجود داشت. همچنین مشخص شد بین دو گروه دختران و پسران در اختلال خوردن تفاوت معنی داری دیده نشد اما در اختلال بد شکلی بدن این تفاوت در سطح  (01/0p< )  معنی دار بود.

بحث و نتیجه گیری: نتایج نشان می دهند اگرچه در دو اختلال خوردن و بد شکلی بدن با یکدیگر همبودی و همبستگی بالایی دارند اما اختلالات و عوامل دیگری مانند دیگر متغیرهای روانشناختی، سن و گروه همسالان در بوجود آمدن این دو اختلال و همبودی بین آنها اثر گذا است که پژوهش های بیشتری برای پاسخگویی به این سوال مورد نیاز است.

کلید واژه ها: اختلال خوردن، اختلال بد شکلی بدن،نشانگان بالینی

عنوان: مقایسه شاخص های مؤلفه های فراشناختی در اضطراب بیماری و وسواس فکری- عملی

مجری: محمد جواد ابراهیم زاده موسوی

مقدمه: هم ابتلایی بسیار بالای اختلالات روانی موجب توجه مجدد به رویکردهای ابعادی و شکل گیری رویکرد فراتشخیص شد. به دنبال توجه به این رویکرد، پژوهشگران و متخصصان بالینی مختلف درصدد یافتن عوامل مشترک که در شکل گیری و تداوم بسیاری از این اختلالات روانی نقش دارند، برآمدند. به همین دلیل هدف پژوهش حاضر مقایسه مولفه های فراشاختی در اختلال اضطراب بیماری و وسواس فکری- عملی است.

روش: در پژوهش حاضر دو گروه بالینی اضطراب بیماری و وسواس فکری- عملی به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل واریانس چندمتغیره همراه با کوواریانس استفاده شد.

یافته ها: نتایج نشان داد بین دو گروه اختلال اضطراب بیماری و وسواس فکری- عملی در تمامی متغیرهای فراشناختی جز همجوشی فکری تفاوت معناداری وجود ندارد.

بحث و نتیجه گیری: نتایج نشان می دهند اگرچه در دو گروه اختلال اضطراب بیماری و وسواس فکری- عملی عوامل و مکانیزمهای مشترکی وجود دارد، ممکن است رخی تفاوت ها نیز وجود داشته باشد. پژوهش های بیشتری برای پاسخگویی به این سوال مورد نیاز است.

کلید واژه ها: اضطراب بیماری، وسواس فکری- عملی، فراشناخت

 

عنوان: بررسي و مقايسه تأثير تغییرات صوتی مرتبط با سن بر كيفيت صدا در گروه میانسالان و سالمندان فارسی‌زبان شهر تهران با استفاده از ارزیابی‌های سپسترال

مجری:

 آرزو حسن وند

مقدمه: فرآيند طبيعي مسن شدن با رويدادهاي بيولوژيكي همراه است كه ساختار و عملكرد بخشهاي مختلف بدن را تغيير مي دهد. حنجره نيز با افزايش سن از جواني تا سالمندي، متحمل تغييرات فيزيولوژيك و آناتوميكي گسترده اي مي شود. متناسب با تغييرات آناتوميكي و فيزيولوژيكي حنجره، ويژگي هاي آكوستيكي و ادراكي صوت نيز درنتيجه ي تغييرات طبيعي مرتبط با افزايش سن تغيير مي كند. محدوديت در توليد صوت با افزايش سن درنتيجه تغييرات اشاره شده ميتواند تأثير منفي بر جنبه هاي مختلف زندگي ازجمله حوزه هاي اجتماعي، عملكردي، عاطفي و فيزيكي داشته باشد. بنابراین با توجه به اهمیتی که سالمندان در سال های اخیر در کشورمان به خود اختصاص داده اند، هدف اين مطالعه بررسي و مقايسه تأثير تغييرات صوتي مرتبط با سن با استفاده از ارزیابی های سپسترال در گروه افراد ميانسال و سالمند فارسی زبان ایرانی بود.

روش: اين مطالعه توصيفي و تحليلي بود. افراد مورد مطالعه شامل ۳۰ فرد در گروه میانسال (متشکل از ۱۵ مرد و ۱۵ زن) و ۳۰ فرد در گروه سالمند (متشکل از ۱۵ مرد و ۱۵ زن) بودند که به شیوه ی نمونه گیری در دسترس و پس از بررسی معیار های ورود و خروج، انتخاب شدند. برای بررسی کیفیت صدای افراد مورد مطالعه، از شرکت‌کنندگان خواسته شد واکه /a/ را به مدت ۵ ثانیه بکشند و از روی جملات متن استاندارد بخوانند. نمونه‌ی صدای افراد با استفاده از نرم‌افزار “Speech Tool” موردبررسی قرار گرفت و مقادیر CPP و CPPs برای هر فرد و بر اساس نوع آزمایه محاسبه شد و سپس نتايج با استفاده از آماره هاي توصيفي و تحليلي مورد تجزيه وتحليل قرار گرفت.

یافته‌ها: تفاوت میانگین‌های به‌دست‌آمده برای هر دو پارامتر CPP و CPPs در هر دو تکلیف کشیدن واکه /a/ و خواندن متن در گروه زنان سالمند و زنان میانسال معنادار است (p<0/05). درحالی‌که در گروه مردان تفاوت بین دو گروه فقط در تکلیف کشیدن واکه /a/ معنادار است (p<0/05) و در تکلیف خواندن متن تفاوت بین دو گروه میانسال و سالمند معنادار نبود (p>0/05).

بحث و نتیجه‌گیری: فرآیند طبیعی سالمندی باعث ایجاد بی‌ثباتی صوتی و کاهش کیفیت کلی صدای افراد می شود به صورتی که در ارزیابی آکوستیک و ادراک شنیداری از صدای این افراد خصوصا در جمعیت زنان کاملا محسوس می باشد. از طرفی باتوجه به رشد روز افزون جمعیت سالمند در کشورمان و باتوجه به اینکه تغییرات صوتی مرتبط با سن تاثیر مستقیمی بر کیفیت زندگی این گروه از افراد دارد، لزوم توجه و اختصاص برنامه هایی برای آموزش صحیح بهداشت صوتی با افزایش سن اثبات می شود.

کلیدواژه‌ها: سالمندی، صدا، برجسته‌ترین قله سپسترال، برجسته‌ترین قله سپسترال تعدیل‌شده، کیفیت صدا

عنوان: بررسی و مقایسه‌ی چندبعدی کیفیت صدای زنان طبیعی و مبتلابه مالتیپل‌اسکلروزیس فارسی‌زبان شهر تهران

مجری:

 آرزو حسن وند

زمینه و هدف: صدا به‌عنوان محصول یک مکانیسم چندبعدی متأثر از عملکرد سیستم عصبی است. مالتیپل‌اسکلروزیس یکی از بیماری‌های عصبی مزمن و با علتی ناشناخته است که از ابتدایی‌ترین نشانه‌های آن گرفتگی صدا است. به دلیل فقدان وجود ضایعه در حنجره این بیماران، ارزیابی آکوستیک- خصوصاً شیوه‌ی ارزیابی‌های فرکانس وابسته - درمیان روش‌های ارزیابی اختلالات صوتی، اهمیت به سزایی دارد. این پژوهش باهدف بررسی کیفیت صدای زنان مبتلابه مالتیپل‌اسکلروزیس و مقایسه‌ی آن با همتایان طبیعی انجام شد.

روش: در این مطالعه‌ی تحلیلی مقطعی صدای ۱۵ زن سالم و ۱۵ زن مبتلابه مالتیپل‌اسکلروزیس در بازه‌ی سنی ۲۰ تا ۶۰ ساله با در نظر گرفتن معیارهای ورودِ، موردبررسی قرار گرفت. تحلیل آکوستیک با استفاده از نرم‌افزار “Speech Tool”، در تکالیف کشیدن واکه /a/ و خواندن متن استاندارد با محاسبه پارامترهای برجسته‌ترین قله‌ی سپسترال (Cepstral Peak Prominence یا CPP) و برجسته‌ترین قله‌ی سپسترال تعدیل‌شده (Cepstral Peak Prominence-Smoothed یا CPPS) صورت گرفت. داده‌های به‌دست‌آمده به کمک آزمون آماری تی مستقل تجزیه‌وتحلیل شد.

یافته‌ها: مقادیر CPP و CPPS در زنان طبیعی در هر دو تکلیف کشیدن واکه و خواندن متن به‌طور معنی‌داری بیشتر از زنان مبتلابه ام.اس بود (P<0/001).

بحث و نتیجه‌گیری: تعیین کیفیت صدای بیماران مبتلابه مالتیپل‌اسکلروزیس، به‌عنوان یکی از ابزارهای تشخیص اختلالات صوتی در این گروه از بیماران قابل‌استفاده است. نتایج نشان‌دهنده‌ی ضرورت توجه ویژه به صدای افراد مبتلا خصوصاً گروه زنان مبتلابه ام.اس در مراحل ابتدایی بیماری می‌باشد.

کلیدواژه: تحلیل سپسترال، مالتیپل‌اسکلروزیس، اختلال صدا، برجسته‌ترین قله‌ی سپسترال، برجسته ترین قله سپسترال تعدیل شده

 

 

 

 

 

 

 

 

عنوان:بررسی دیدگاه پرستاران بیمارستانهای منتخب  سه استان کشور در مورد پرستاری مبتنی بر شواهد

مجری:

الهام سپهوند

مقدمه: پرستاران به عنوان یکی از اعضاء تیم درمان، نیاز است در امر مراقبت از بیمار از بهترین شواهد موجود و نتایج تحقیقات معتبر در عملکرد خود استفاده کنند. مقاله حاضر مقایسه دانش، نگرش و عملکرد مبتنی بر شواهد در سه دانشگاه علوم پزشکی تهران، سمنان و لرستان را مورد بررسی قرار می دهد.

مواد و روشها: این مطالعه از نوع توصیفی- تحلیلی بود که 524 پرستار شاغل در بیمارستانهای منتخب سه دانشگاه علوم پزشکی سمنان و لرستان و تهران از نظر دانش، نگرش و عملکرد مبتنی بر شواهد مورد ارزیابی قرار گرفتند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه عملکرد مبتنی بر شواهد با دو بخش اطلاعات دموگرافیک و سه بعد دانش، نگرش و عملکرد مبتنی بر شواهد، بود. داده ها پس از جمع آوری وارد نرم افزار SPSS نسخه 16 شده و با آمار توصیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

نتایج: در این مطالعه عملکرد مبتنی بر شواهد در پرستاران دانشگاه علوم پزشکی سمنان و لرستان نسبت به دانشگاه تهران بهتر بود. بین جنس، سن، سابقه کار و عملکرد مبتنی بر شواهد ارتباط معنی دار بود ولی بین سطح تحصیلات و عملکرد مبتنی بر شواهد ارتباط معنی دار وجود نداشت.

نتیجه گیری: با توجه به نتایج مطالعه،عملکرد مبتنی بر شواهد در پرستاران در سطح متوسط بود که نیاز به توجه ویژه ای به منظور بروز کردن اطلاعات پرستاری و تشویق آنها با برگزاری دوره های آموزش مداوم در جهت تسهیل مراقبت پرستاری بر پایه شواهد تحقیق، می باشد

کلید واژه ها: پرستار، مراقبت مبتنی بر شواهد، عملکرد

 

 

عنوان:بررسی رابطه‌ی لامپ فلورسنت و ال ای دی با حدت بینایی، دقت، سرعت تایپ کردن دانشجویان

مجری:

الهه عموزاده

مقدمه :در یک محیط کاری، تعامل پویا بین مردم و محیط اطرافشان وجود دارد که ممکن است تنش فیزیولوژِیکی و روانی بر مردم وارد کند. روشنایی یکی از عوامل فیزیکی محیطی مؤثر بر عملکرد افراد می‌باشد نور نامناسب باعث ناراحتی افراد محل کارشده و بر عملکرد آن‌ها در انجام وظایف عمومی و عملکرد بصری مؤثر است. در این مطالعه رابطه‌ی نوع منبع روشنایی با حدت بینایی و دقت و سرعت تایپ کردن مورد بررسی قرار گرفته است.

مواد و روش‌ها: در این مطالعه نیمه تجربی ، 20 نفر از دانشجویان 18 تا 30 سال دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی، دو روز متوالی تحت دو لامپ ال ای دی و فلورسنت در یک ساعت مشخصی از روز، آزمون داده اند. میانگین سن شرکت کننندگان 23.15 سال با انحراف معیار استاندارد 11.3 سال بود.جهت تحلیل داده‌ها از آنالیز کوواریانس و به کمک نرم افزار spss 22   استفاده شد.

یافته‌ها : بین حدت بینایی لامپ ال ای دی و فلورسنت با دمای رنگ 3000 کلوین، با توجه به مقدار احتمال 0.789 میانگین دو گروه باهم یکسان می باشد و اختلاف معناداری بین این دو گروه وجود ندارد. با توجه به مقدار احتمال 0.056 میانگین دو گروه دقت تایپ کردن باهم یکسان نمی باشد، تجزیه و تحلیل آماری متغیر تایپ کردن، نشان می دهد بین دقت تایپ کردن در شرایط لامپ ال ای دی و فلورسنت ، اختلاف معناداری وجود ندارد. با توجه به مقدار احتمال 0.001 میانگین سرعت تایپ کردن در لامپ ال ای دی و فلورسنت باهم یکسان نمی باشد و اختلاف معناداری بین این دو گروه وجود دارد.

بحث و نتیجه‌گیری : منبع روشنایی می تواند بر عملکرد افراد موثر باشد. در این مطالعه لامپ ال ایی دی به عنوان منبع روشنایی که امروزه بسیار مورد استفاده قرار می گیرد باید با انتخاب دمای رنگ متناسب با عملکرد استفاده شود و برای گروه هدف و نوع عملکرد مشخص از این منابع روشنایی استفاده کرد.

کلیدواژه‌ها: روشنایی، حدت بینایی، تایپ کردن،ال ای دی، فلورسنت‌‌‌

 

عنوان : بررسی ارتباط کارایی کلی نظام سلامت  با  نابرابری در سلامت در بین کشورها

مجری:

 تکتم پیکانی

مقدمه: سازمان بهداشت جهانی در سال 2000 شاخص کارایی نظام سلامت را با تکیه بر پنج هدف اصلی نظام سلامت ساخته و کارایی بخش سلامت را در 191 کشور جهان توسط این شاخص اندازه گیری کرده است. هدف اصلی این طرح بررسی ارتباط بین کارایی نظام سلامت و وضعیت سلامت کشورها در طول زمان می باشد. 

روش: این مطالعه به روش تحلیل رابطه همبستگی در طول زمان انجام شده است. جامعه آماری تمامی کشورهای ثبت شده در پایگاه اطلاعاتی سازمان بهداشت جهانی می باشد. واحد تحلیل کشور است. داده ها از دو پایگاه WHO و بانک جهانی برای سالهای 2000 تا 2015 گرد آوری شده اند. تحلیل توسط نرم افزار SPSS انجام شده است.

یافته ها: نتایج نشان می دهد بین کارایی نظام سلامت و وضعیت سلامت جوامع رابطه همبستگی معنادار نسبتا قوی و معکوس وجود دارد که در طول زمان قوت این رابطه اندکی کاهش می یابد.

بحث و نتیجه گیری: نظام سلامت با نقش تعیین کننده خود در چگونگی وضعیت دسترسی به خدمات بهداشتی می تواند سطوح  مواجهه و میزان آسیب پذیری متفاوتی را برای افراد موجب شود. نتیجه این پژوهش نشان داد کارایی نظام سلامت با میزان مرگ و میر کودکان زیر پنج سال همبسته است. اما قوت این ارتباط در گذر زمان اندکی کاهش می یابد که می توان دلیل آن را به وقوع برخی اصلاحات در نظام سلامت کشورها و یا تغییرات متغیرهای اجتماعی اقتصادی خارج از بخش سلامت در طول زمان نسبت داد.

کلید واژه ها: کارایی نظام سلامت، تعیین کننده های اجتماعی سلامت، نابرابری در سلامت

عنوان:بررسی اثربخشی آموزش مدیریت خشم به مادران در کاهش مشکلات رفتاری کودکان

نام مجری :

سیدحمیدسید نژاد

 مقدمه: پژوهش حاضر برای آزمودن تاثیر آموزش مدیریت خشم به مادران در کاهش مشکلات رفتاری کودکانشان طراحی و اجرا شد. برای انجام این پژوهش، کلینیک کودک بیمارستان ابن سینا مشهد انتخاب شد و به روش نمونه­گیری در دسترس، 30 نفر از مادران که همراه با کودکانشان مراجعه کردند به پرسشنامه خشم اسپیلبرگر (STAXI-2) و پرسشنامه مشکلات رفتاری کودکان کانرز (PCRS) پاسخ دادند. نمونه به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. براي آزمودن فرضیه­هاي تحقیق ازآزمون­هاي آماري اندازه گیری های تکراری (Rpeated measures) و گرین هاوس- گی سر) (Greenhouse-Geisser استفاده شد.هدف از این تحقیق تعیین اثربخشی برنامه آموزشی مدیریت خشم به مادران برای کنترل خشم مادران و کاهش مشکلات رفتاری کودکانشان بوده است.

مواد و روشها: این پژوهش، مطالعه­ای از نوع مداخله­ای پیش­آزمون- پس­آزمون است که بر روی 15 مادر دارای کودکان 6-11 ساله با مشکلات رفتاری انجام شده است. داده­ها با استفاده از پرسشنامه STAXI-2 برای اندازه گیری خشم مادران و پرسشنامه کانرز برای اندازه گیری مشکلات رفتاری کودکان در مراحل قبل و بعد از مداخله و پیگیری گردآوری شدند. داده­ها با استفاده از آزمون­های آماری توصیفی و استنباطی  تحت برنامه نرم­افزاری SPSS نسخه 22 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

يافته ها: یافته­های پژوهش نشان می­دهند که آموزش مدیریت خشم به مادران می­تواند به طور معناداری خشم مادران را در مرحله پس آزمون (012/0> P) و پیگیری (020/0> P)کاهش داده و  مشکلات رفتاری کودکانشان را نیز در مرحله پس آزمون (001/0> P) و پی گیری (000/0> P)کاهش می دهد.

بحث و نتيجه گيري: براساس یافته­های این پژوهش برنامه آموزشی مدیریت خشم احتمالا می­تواند به عنوان یکی از راهکارهای مناسب برای کنترل خشم مادران و بهبود روابط مادر و کودک و در نهایت کاهش مشکلات رفتاری کودکان در نظر گرفته شود.

کلیدواژه­ها: آموزش مدیریت خشم، مشکلات رفتاری کودکان

 عنوان:بررسی مقایسه ای تظاهرات هیجانی چهره در بیماران خلقی و ارتباط آن با مهارت های ارتباطی

مجری:

سید حمید سیدنژاد گلختمی

مقدمه : اختلال در بازشناسی هیجانات چهره ای در بیماران روانی از جمله بیماران مبتلا به اختلالات خلقی و همچنین نقص در مهارت ارتباطی و بین فردی دراین بیماران یکی از موضوعات مهم است. این پژوهش با هدف ارزیابی و مقایسه بازشناسی هیجانات چهره ای بیماران افسرده ، بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی که در فاز مانیک بودند و افراد گروه عادی بدون تشخیص اختلال و همچنین رابطه بین توانایی بازشناسی هیجانات چهره ای و مهارت های ارتباطی این بیماران انجام شد.

روش : شرکت کنندگان در این تحقیق شامل 30 بیمار افسرده، 30 بیمار مبتلا به اختلال دوقطبی و به همین تعداد افراد گروه نرمال بودند که مجموعا 90 نفر می شدند و به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از نسخه رایانه ای آزمون هیجانی چهره اکمن و فرایزن (1976) و آزمون مهارت های ارتباطی بین فردی کوئین دام (2004) استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون های آماری همبستگی و تحلیل واریانس یکطرفه، و آزمون تعقیبی توکی تجزیه و تحلیل شدند.

یافته ها : نتایج ها نشان داد تفاوت معناداری بین بازشناسی هیجانی چهره افراد مبتلا به اختلال خلقی و گروه نرمال وجود دارد 0.05>P= و همچنین بین بازشناسی هیجانی چهره و مهارت های ارتباطی و بین فردی این بیماران همبستگی وجود داشت.

بحث و نتیجه گیری : با توجه به نتایج این پژوهش در خصوص نقص در بازشناسی هیجانی چهره ای و ارتباط معنادار آن با مهارت های ارتباطی در بیماران مبتلا به اختلال خلقی می توان گفت که توجه به آنها در درمان این اختلالات و کاهش عود بیماری از اهمیت خاصی دارد. 

کلید واژه ها : تظاهرات هیجانی چهره مهارت ارتباطی و بین فردی اختلال خلقی

عنوان :اثربخشی طرح واره درمانی بر بهزیستی روانشناختی افراد دچار شکست عاطفی

مجری:

راضیه موچان

مقدمه :شکست در روابط عاطفی، سلامت روان و روابط بین فردی را با خطر مواجه می کند. نشانگان ضربه ی عشق، مجموعه علائم و نشانه های شدیدی است که پس از فروپاشی یک رابطه ی رمانتیک بروز پیدا می کند و عملکرد فرد را در زمینه های متعدد(تحصیلی، اجتماعی و حرفه ای) مختل می کند و بهزیستی روانشناختی فرد را با آسیب مواجه می کند. طرح واره درمانی رویکردی یکپارچه نگر است که می تواند بهزیستی روانشناختی افراددچار  شکست عاطفی کمک کند. این مطالعه با هدف بررسی اثربخشی طرح واره درمانی بر بهزیستی روانشناختی افراد دچار شکست عاطفی صورت گرفته است.

روش : در این پژوهش از طرح مطالعه تک موردی استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانشجویان دختر دانشگاههای شهر تهران بود، بدین منظور سه مراجع دختر به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و در فرآیند مشاوره انفرادی متشکل از 16 جلسه، 60 دقیقه ای شرکت کردند. مراجعین در مرحله ی پیش از درمان(3خط پایه)، و در طی جلسه های چهارم، هشتم، دوازدهم و شانزدهم، و مراحل پیگیری یک ماهه، دو ماهه و سه ماهه، پرسشنامه ضربه عشق، پرسشنامه طرح واره های ناسازگار یانگ(فرم کوتاه) و پرسشنامه بهزیستی روانشناختی ریف را تکمیل کردند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نمودار روند تغییرات، معناداری بالینی و شاخص درصد بهبودی استفاده شد.

یافته ها :یافته های این پژوهش طی تحلیل چشمی نمودار داده ها و درصد بهبودی، در مرحله پیگیری نسبت به خط پایه مداخله، نشان داد که طرح واره درمانی در بهزیستی روانشناختی افراد دچار شکست عاطفی  موثر بوده است. و مراجعین به 33/69 % بهبودی در بهزیستی روانشناختی، 54% بهبودی در طرح واره های ناسازگار اولیه و 51% بهبودی در ضربه عشق دست یافته اند.

بحث و نتیجه گیری :در نتیجه این روش مداخله می تواند در افزایش بهزیستی روانشناختی، کاهش ضربه عشق و کاهش فعالیت طرح واره های ناسازگار اولیه موثر واقع شود.

کلید واژه ها:طرح واره درمانی، شکست عاطفی، بهزیستی روانشناختی

عنوان :نقش واسطه­ای احساس شرم/ خودانتقادگری در تبیین رابطه بین تجربه بدرفتاری­های عاطفی دوران کودکی و نشانگان افسردگی در بزرگسالی

مجری:

رضا مولودی

مقدمه : این پژوهش با هدف بررسی نقش میانجی احساس شرم/ خودانتقادگری در رابطه­ی بین تجربه بدرفتاری­های عاطفی دوران کودکی و  نشانگان افسردگی در بزرگسالی انجام گرفته است.

روش:  نمونه مورد مطالعه 315 نفر از دانشجویان دانشگاه­های شهر تهران بوده است که به شیوه نمونه­گیری خوشه­ای انتخاب شدند. برای سنجش متغیرهای مورد پژوهش از پرسشنامه تجارب زندگی (LEQ)، پرسشنامه عاطفه خودآگاهی (TOSCA-3)، پرسشنامه چک لیست نشانگان آشفتگی (TSC-40) استفاده شد. داده­ها با استفاده از روش تحلیل مسیر در نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و برای تحلیل آماری اطلاعات بدست آمده از نرم افزار SPSS  نسخه 16 استفاده شد.

یافته­ها: نتایج تحلیل مسیر نشان داد که تجربه ادراک مورد بدرفتاری عاطفی قرار گرفتن شامل تجربه آزار عاطفی و بی­توجهی عاطفی در دوران کودکی با نشانگان افسردگی در بزرگسالی ارتباط دارد و به وسیله احساس شرم/ خودانتقادگری تعدیل می شود. (P< 0.001). آزار عاطفی و بی­توجهی عاطفی به طور غیر مستقیم نشانگان افسردگی را از طریق احساس شرم/ خودانتقادگری پیش­بینی می­کند.

بحث و نتیجه گیری: یافته­های بدست آمده از پژوهش حاضر موید آن است که تجربه بدرفتاری عاطفی در دوران کودکی از طریق ایجاد آسیب­پذیری شناختی در کودکان مانند ایجاد احساس شرم در پیش­بینی نشانگان افسردگی نقش دارد. شرم ساختار شناختی است که باعث سوگیری منفی در تفسیر اطلاعات شناختی و هیجانی می شوند.

کلید واژه ها: بدرفتاری های عاطفی، شرم، خود انتقادگری، نشانگان افسردگی

 

عنوان:تعیین شاخص‌های پیشگیری از آسیب‌های تجمعی در طراحی نرم افزارهای ارگونومی

مجری:

زینب کاظمی

زمینه و هدف: گسترش روز افزون دانش بشری در زمینه‌های مختلف موجب استفاده موثرتر از تجهیزات و فناوری گشته است. از طرفی برخی از این تجهیزات در طولانی مدت منجر به بروزآسیب‌ها و بیماری‌های مختلفی می‌گردند. آسیب‌های چشمی و اختلالات اسکلتی-عضلانی خصوصا در استفاده از رایانه بسیار گزارش شده است.

مواد و روش‌ها: : در این مطالعه به منظور بررسی اختلالات اسکلتی-عضلانی، 30 نفر از کارکنان اداری  اطلاعات دموگرافیک و چک لیست نقشه بدن انسان را تکمیل کردند. ارتباط بین ویژگی دموگرافیک و بروز اختلالات اسکلتی-عضلانی بررسی شد. با توجه به منابع  شاخص‌های پیشگیری از آسیب‌های تجمعی در طراحی نرم افزارهای ارگونومی تعیین گردید. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از آمار توصیفی (درصد) و آزمون‌ استنباطی مجذورکای  با بکارگیری نرم افزار SPSS نسخه 19 انجام شد.

یافته‌ها: اختلالات اسکلتی-عضلانی در ناحیه شانه و گردن بیشتر از مناطق دیگر بود. در رابطه با بروز اختلالات اسکلتی-عضلانی و جنسیت، بروز اختلالات در خانم‌ها بیشتر مشاهده گردید.

 نتیجه‌گیری: استفاده از نرم‌افزارهای ارگونومیک می‌تواند به کاهش اختلالات اسکلتی-عضلانی کمک کند.

کلید واژه‌ها: ارگونومی، نرم افزار، اختلالات اسکلتی-عضلانی، کاربران رایانه

عنوان:تعیین اثر همزمان عوامل مؤثر بر کلسترول، تری گلیسیرید و قند خون ناشتا با استفاده از مدل با پاسخ های آمیخته در بیماران قلبی شهر خرم آباد

مجری:

سحر دالوند

مقدمه: یکی از روش‌های متداول در بررسی مدل­هایی با متغیرهای پاسخ همبسته­ی آمیخته(نا همخوان)، نادیده گرفتن همبستگی بین پاسخ­ها و برازش مدل جداگانه به هر متغیر پاسخ می‌باشد. چالش‌های ایجاد شده در این روش از لحاظ آماری بحث برانگیز می‌باشد، از دست دادن اطلاعات بدلیل نادیده گرفتن همبستگی و برازش مدل جداگانه، که منجر به کاهش توان آزمون و افزایش خطای استاندارد می­شود از جمله­ی آن­هاست. هدف از این مطالعه بررسی روشی است که در آن متغیر های پاسخ آمیخته به صورت همزمان با درنظرگرفتن همبستگی بین پاسخ­ها و مدل­سازی همبستگی، با استفاده از واریانس متغیر پنهان برآوردی نااریب از ضرایب گزارش شود.

مواد و روش­هـا: در این مطالعه­ی مقطعی به منظور بررسی و مقایسه روش معرفی شده، اطلاعات 287 نفر از افراد بستری در بخش تخصصی قلب بیمارستان شهیدمدنی خرم آباد که در سال 1390 جمع آوری شده بود مورد استفاده قرار گرفت؛ اطلاعات مورد نظر از پرونده های پزشکی، برگه شرح حال و آزمایش های بدو ورود بیماران ثبت شده بود. روش نمونه گیری نیز، از نوع نمونه گیری در دسترس بود. برای شناسایی همزمان عوامل خطر مرتبط با کلسترول تام، تری گلیسیرید و قند خون ناشتای بیماران از مدل متغیر پنهان با پاسخ های سه متغیره­ی پیوسته و دوحالتی استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SAS نسخه­ی 9.2 استفاده شد.

یافتــه ها: در مدل متغیر پنهان در ارتباط با پاسخ قندخون ناشتا متغیر های سن (0001/0=P)، جنسیت (0360/0=P)، سیگاری بودن (0346/0=P) و لیپوپروتئین با دانسیته بالا(003/0=P) و در ارتباط با متغیر تری گلیسیرید متغیرهای سن (0034/0=P)، جنسیت (0011/0=P)، سیگاری بودن (0342/0=P)، فشار خون سیستولیک(0135/0=P) و لیپوپروتئین با دانسیته پایین(0361/0=P) گزارش شد. در ارتباط با پاسخ کلسترول تام نیز متغیرهای فشارخون سیستولیک(0116/0=P)، فشارخون دیاستولیک(0008/0=P)، سرعت رسوب گلبول های قرمز (0477/0=P)  و پروتئین واکنشی- سی (0075/0=P) معنادار بودند. فاصله اطمینان­ها و خطای معیار در مدل متغیر پنهان کمتر از مدل یک متغیره بودند.

نتیجه گیــری: هنگامی که هدف از مطالعه بررسی ارتباط بین متغیرهای پاسخ همبسته­ی آمیخته باشد، روش برازش همزمان در مدل متغیر پنهان می‌تواند جایگزینی مناسب برای روش برازش جداگانه­ی مدل به متغیر های پاسخ و نادیده گرفتن همبستگی میان پاسخ­ها باشد.

واژگان کلیــدی: متغیر پنهان، پاسخ­های آمیخته، روش­های چند متغیره، مدل پروبیت، تصلب شرایین.

عنوان : بررسی کیفیت زندگی و عوامل مرتبط با آن در مادران دارای فرزند سندرم داون

مجری طرح:

سعید عباسی

مقدمه: هدف این پژوهش بررسی کیفیت زندگی و عوامل مرتبط با آن در مادران دارای فرزند سندرم داون بود.

 روش: روش پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی (مقطعی) بود. جامعۀ آماری پژوهش، کلیه مادران دارای فرزند سندرم داون مراجعه کننده به کانون سندرم داون بودند. نمونۀ پژوهش حاضر 70 نفر از مادران دارای فرزند سندروم داون بودند که به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامۀ کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (WHOQOL) و پرسشنامۀ اطلاعات دموگرافیکی و زمینه­ای بود.

یافته­ها: میانگین نمره کلی کیفیت زندگی در این مطالعه (30/46) بوده است که از بین چهار خرده مقیاس ، سلامت محیطی کمترین میانگین نمرۀ کیفیت زندگی را در این مطالعه داشته است (05/0p<). و سلامت روان نیز بعد از سلامت محیطی پایین ترین نمره را داشته است. همچنین میانگین سلامت محیطی بین حجم جامعه  و سطح تحصیلات مادران اختلاف معناداری داشته است(05/0p<).

نتیجه گیری: نگرش منفی مردم نسبت به برخی کم توانایی ها و محدودیت ها، اطلاعات کم اطرافیان و جامعه ، شرایط فرهنگی- اجتماعی و اقتصادی نامناسب، سطح منابع در دسترس ناکافی از مهمترین عوامل تاثیر گذار بر کیفیت زندگی می تواند باشد. بنابراین پیشنهاد می شود سازمان های مربوطه با فراهم کردن خدمات و شرایط مناسب برای مادران کودکان سندرم داون در جهت بهبود وضعیت کیفیت زندگی و سلامتیشان برنامه ریزی و اقدامات لازم را انجام دهند.

کلید واژه ها: کیفیت زندگی، مادران، سندرم داون

عنوان:بررسی وضعیت رفاه اجتماعی معلمان زن شاغل در منطقه 10 شهر تهران

 مجری:

سینا احمدی

زمینه و هدف: معلمان به عنوان یکی از اقشار تأثیرگذار، نقشی انکارناپذیر در  تربیت نسل آینده در جامعه دارند. در این راستا اگر بخواهیم این قشر مسئولیت خود را به خوبی انجام دهند، باید پایگاه و منزلت شغلی آنها در جامعه تعریف و شرایط رفاهی آنها فراهم باشد. در تحقیق حاضر به بررسی وضعیت معلمان زن منطقه 10 شهر تهران پرداختیم تا وضعیت رفاه اجتماعی آنها را توصیف و بر این اساس پیشنهاداتی را در راستای بهبود وضعیت آنها مطرح کنیم

مواد و روش: این پژوهش یک مطالعه مقطعی و از نوع پیمایش است. کلیه معلمین زن منطقه 10 شهر تهران جامعه آماری مطالعه بودند و با روش نمونهگیری تصادفی طبقاتی، 120 نفر از معلمین پایه های مختلف منطقه 10 شهر تهران، انتخاب شدند. ابزارهای انجام تحقیق شامل فرم اطلاعات دموگرافیک و پرسشنامههای وضعیت رفاه اجتماعی که روایی آنها از طریق تحلیل عاملی و پایایی آنها از طریق آلفای کرونباخ بررسی شد. دادههای جمعآوری شده با ضریب همبستگی و آزمونهای آماری مربوطه مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت.

یافتهها: یافته های تحقیق نشان داد که وضعیت رفاه اجتماعی در بین معلمان زن این منطقه از تهران مناسب و متوسط روبه بالاست و اکثریت آنها از شغل معلمی رضایت دارند و برهمین اساس میزان رضایت از زندگی آنها نیز بالا گزارش شد. همچنین با بررسی رابطه بین تعدادی از متغیرها به این نتیجه رسیدیم که میزان دینداری، تحصیلات، میزان درآمد بر میزان رضایت شغلی و زندگی پاسخگویان تاثیر مستقیم دارند.

نتیجهگیری: در مجموع به نظر می­رسد که اگرچه وضعیت رفاه اجتماعی زنان نسبتاً خوب است اما در مقایسه با همکاران مرد وضعیت خودشان را پایین­تر می دانند.

کلمات کلیدی: زنان، معلمان، رفاه اجتماعی، رضایت از شغل

عنوان:بررسی رابطۀ بین سرمایۀ اجتماعی و میزان ارتکاب جرم در میان جوانان (مطالعه موردی زندان مرکزی سنندج)

مجری:

سینا احمدی

تراکم زیاد جمعیت کشور در گستره سنی 18-30 سال به عنوان جمعیت فعال جامعه یک مزیت نسبی بالقوه است، اما چنانچه از این مزیت به درستی استفاده نشود فرصت­ها به تهدیدهای جدی تبدیل خواهند شد. بنابراین سیاست­گذاری و برنامه­ریزی برای این بخش از جمعیت باید از مهم­ترین اولویت ها محسوب شود. امروزه سرمایه اجتماعی به دلیل محتوایی که دارد تقریباً با تمامی موضوعات و مسائل مطرح در حوزه علوم اجتماعی ربط پیدا کند. حوزه آسیبهای اجتماعی و جرم یکی از این حوزه­هاست به گونه­ای که ارزشها و هنجارهای مشترک ناشی از آن می­تواند سطح خشونت را کاهش داده و یا آن را پایین نگه دارد و در نتیجه از وقوع جرم و خشونت پیشگیری کند. هدف تحقیق حاضر بررسی و شناسایی رابطه بین سرمایه اجتماعی و جرم می­باشد. به منظور سنجش سرمایه اجتماعی جوانان زندانی از مقیاس چند بعدی شامل پیوند و عضویت با شبکه­های مدنی، مشارکت اجتماعی، اعتماد اجتماعی، هنجارهای همیاری و تبادل اطلاعات بهره گرفته شد و در میان 200 نفر از زندانیان 18-30 سال زندان مرکزی سنندج به اجرا درآمد. نوع تحقیق حاضر پیمایشی و ابزار پرسشنامه بوده است و جهت آزمون فرضیه­های تحقیق از آزمونهای آماری مختلف از جمله ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل واریانس و ..بهره گرفته شد.

یافته­ها نشان ­داد که افراد مجرم از لحاظ شاخص پیوند و عضویت با شبکه­ها، در سطح پایین و متوسط بوده و در بقیه شاخص­ها از جمله مشارکت اجتماعی، اعتماد اجتماعی، همیاری، تبادل اطلاعات در حد متوسط بوده­اند. همچنین رابطه معکوس بین میزان ارتکاب جرم و میزان سرمایه اجتماعی در همه ابعاد به جزء در شاخص پیوند و عضویت مورد تأیید قرار گرفت. بنابراین با توجه به معناداری روابط بین این دو بهبود محیط خانواده­ها و محیط اجتماعی، تقویت نهادهای مدنی، اصلاح بینش­ها و کنش­های افراد ضروری به نظر می­رسد.

 

واژگان کلیدی: سرمایه اجتماعی، جرم، اعتماد اجتماعی، مشارکت اجتماعی

 

عنوان:مطالعه تأثير سبک‌زندگي بر هويت اجتماعي(مطالعه موردی دانشجویان دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی)

مجری:

سینا احمدی

 

بدون توجه به سبک زندگی و هویت اجتماعی افراد، یعنی بدون در نظر گرفتن چهارچوب­های مشخصی که تفاوت­ها و شباهت­های افراد با یکدیگر را آشکار می­سازد، افراد جامعه نمی­توانند ارتباطی معنادار و پیچیده با همدیگر داشته باشند. مطالعه حاضر به بررسی رابطه بین سبک زندگی و هویت اجتماعی در بین دانشجویان دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی می­پردازد. تحقیق با روش پیمایشی و با نمونه­ای 150 نفری از دانشجویان در سه مقطع کارشناسی، ارشد و دکتری صورت گرفت. در مرحله بعد و بدنبال توصیف متغیرهای تحقیق، توسط آمار استنباطی و ضرایب همبستگی به بررسی رابطه بین متغیرها و آزمون فرضیات پرداخته شد. در حالی که در جوامع سنتی  مبنای هویت اجتماعی افراد، ویژگی­های انتسابی آنهاست اما در جوامع مدرن و امروزه افراد در تعیین هویت خود نقش پر رنگ­تری را ایفا می کنند. یافته های تحقیق نشان داد که هویت اجتماعی به مصرف فرهنگی و رویکرد نسبت به ارزش­های اجتماعی بستگی دارد و افراد با توجه به وضعیت سبک زندگی ابعاد مختلفی از هویت اجتماعی­شان را پررنگ­تر می­سازند.

 

کلید واژه ها: سبک زندگی، دانشجویان، هویت اجتماعی، ارزش­های اجتماعی، مصرف فرهنگی

 

عنوان:تبیین مفهوم شادکامی در بین دانشجویان دانشگاههای علوم پزشکی شهر تهران

 

مجری:

سینا احمدی

مقدمه: شادکامی هدف مشترک همه­ی انسان­هاست. شادکامی عبارت است از مقدار ارزش مثبتی که یک فرد برای خود قائل است و در دهه­های اخیر به مسأله­ای حائز اهمیت در زندگی بشر معاصر تبدیل شده است. در این راستا، هدف پژوهش حاضر تبیین مفهوم شادکامی در میان دانشجویان دانشگاه­های علوم پزشکی شهر تهران است. 

مواد و روش­ها: این مطالعه از نوع کیفی و با روش پدیدارشناسی در سال 1395-1394 در سطح دانشگاه­های علوم پزشکی شهر تهران انجام شده است. داده­ها از طریق 24 مصاحبه­ی نیمه ساختاریافته با دانشجویان دانشگاه­ها گردآوری و با تکنیک هفت مرحله­ای کلایزی مورد تفسیر قرار گرفتند. 

یافته­ها: پس از بررسی و تحلیل داده­ها 420 مفهوم، 28 زیرمقوله و 8 مقوله استخراج شد. مقولات اصلی عبارتند از: رضایت از زندگی، پیوندهای اجتماعی، وضعیت رفاهی، استقلال، مثبت نگری، سلامت، تحولات زندگی، کنش­های فردی ـ جمعی.

نتیجه­گیری: مفهوم شادکامی نزد دانشجویان مورد بررسی به مثابه­ی «رضایت از زندگی» است و آنها ضمن توجه به جنبه­های فردی شادکامی، «شادی جمعی» را بسیار مهم­تر می­دانند. در واقع، شادکامی بیشتر مقوله­ای اجتماعی است تا فردی.

 

واژگان کلیدی: شادکامی، مثبت­نگری، تحولات زندگی، پدیدارشناسی، دانشجویان

 

عنوان:تهیه آزمون تولید  برای کودکان 3 تا 5 سالة کرد زبان با گویش کرمانجی میانی مکریانی و تعیین روایی و اعتبار آن‌

مجری:

شهلا فاطمی سیادر

زمینه و هدف: در همه زبان‌ها اختلالات گفتاری در کودکان یکی از رایجترین اختلالات گزارش شده توسط آسیبشناسان گفتار و زبان می‌باشد. ارزیابی و تشخیص آن‌ها نیازمند ابزارهای مناسب می‌باشد. هدف این مطالعه، ساخت آزمون تولید کُردی برای کودکان 3 تا 5 ساله‌ی کُردزبان با گویش کرمانجی میانی مکریانی و تعیین روایی و پایایی آن می‌باشد.

مواد و روش‌ها: این مطالعه‌ی اعتبارسنجی، روی 120 دختر و پسر تک زبانه‌ی 3 تا 5 ساله‌ی کُردزبان از شهرستان بوکان با میانگین سن 41 ماهگی و انحراف معیار 5/0 انجام شد. روایی محتوایی آزمون با روش لاوشه طبق نظرات زبانشناس و آسیب شناس گفتار و زبان کُردزبان بدست آمد. علاوه براین، توافق نام بوسیله‌ی گرفتن نمونه گفتار از کودکان ارزیابی شد. همچنین، روایی آزمون بازآزمون و نمره گذاری توسط دو ارزیاب مستقل نیز تعیین شد.

یافته‌ها: ارزیابی تلفظ همخوان‌ها بوسیله‌ی کودکان (بوسیله‌ی آزمون ویلکاکسون) اختلاف معناداری بین هفته‌ی اول و دوم نشان نداد (05/0p>). به طور مشابه، میانگین درصد نمره گذاری بین دو ارزیاب مستقل % 33/91 بود. ارزیابی روایی سازه نشان داد که سن و جنسیت تاثیر معناداری روی نمره‌گذاری آزمون ندارند.

نتیجه‌گیری: مطابق با نتایج این مطالعه، به نظر می‌رسد آزمون تولید کُردی با گویش کرمانجی میانی مکریانی، ابزاری روا و پایا برای ارزیابی توانش تولیدی کودکان 3 تا 5 ساله‌ی کُردزبان با گویش کرمانجی میانی مکریانی می‌باشد.

کلیدواژه‌ها: زبان کُردی، تولید، آزمون تولید، روایی، پایایی

عنوان:نیاز ها و مشکلات دانش آموزان با نقص بینایی

مجری:

عرفان سلیمانی صفت

مقدمه: انطباق سطح خدمات با نيازهای دانش آموزان با نقص بینایی، مستلزم استفاده از دیدگاهی کارکرد گرایانه در بررسی نیازها و مشکلات آنان می باشد. هدف این پژوهش بررسی نیازها و مشکلات دانش آموزان با نقص بینایی است.

روش: مطالعه حاضر از نوع توصیفی، و روش نمونه گیری در دسترس می باشد. جامعه آماری، کلیه دانش آموزان با نقص بینایی شهر تهران می باشد. نمونه‌های مورد بررسی شامل 120 دانش‌آموز پسر و دختر با نقص بینایی بود که درآموزشگاه نابینایان شهید محبی(پسرانه) و مجتمع نابینایان دخترانه نرجس در سال تحصیلی95-1394 مشغول یه تحصیل بودند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش، شامل مصاحبه و پرسشنامه بررسی نیازها و مشکلات دختران و زنان معلول در ایران(شریفیان ثانی و همکاران، 1385) می باشد.

یافته ها: بررسی نیاز ها و مشکلات دانش آموزان با نقص بینایی، به طور کلی اولویت های آن ها را در هر زمینه مشخص کرد اولویت های اصلی نیاز به آموزش: آموزش جامعه وآموزش حرفه ای. نیاز به آموزش تحصیلی: وجود کتاب های ویژه افراد با نقص بینایی و آموزش کودکان سالم در مدارس برای آشنا شدن با مسایل افراد با نقص بینایی. نیاز به خدمات توانبخشی: خدمات آموزشی و خدمات توانبخشی حرفه ای. نیاز به گذران اوقات فراغت: وجود مکان های ورزشی و تفریحی ویژه افراد با نقص بینایی وکمک های مالی برای استفاده از مکان های تفریحی و ورزشی. نیاز به برقراری ارتباط: آگاهی دیگران به توانای های آن ها در کنار محدودیت های ناشی از نقص بینایی شان و برخورد عادی و بدونه ترحم از سوی دیگران.اولویت های اصلی مشکلات در زمینه خشونت: مسخره کردن وآزار و اذیت. مشکلات آموزش: در دسترس نبودن منابع و امکانات آموزشی در مدارس عادی و محدودیت کتب،منابع و مواد آموزشی. مشکلات رفت و آمد: نامناسب بودن پیاده روها و معابر عمومی و نامناسب بودن خدمات حمل و نقل عمومی با توجه به شرایط افراد با نقص بینایی.  مشکلات گذران اوقات فراغت:  مشکلات مالی برای استفاده از مکان های تفریحی و ورزشی و نبود مکان های مناسب ویژه افراد با نقص بینایی برای گذراندن اوقات فراغت.                                                          

بحث و نتیجه گیری: با نگاهی به  مشکلات و نیازهای دانش آموزان بانقص بینایی در زمینه های ،خشونت، رفت و آمد،، برقراری ارتباط اوقات فراغت، آموزش و اشتغال متوجه تنوع و تفاوت نیاز ها و مشکلات آن ها در مقایسه با دیگر افراد با نیازهای ویژه و عادی خواهیم شد.توجه به این زمینه ها مستلزم نگاهی کارکردگرایانه است تا به انطباق سطح خدمات و برنامه ریزی ها با نيازهاي دانش آموزان با نقص بینایی  پرداخته شود.مسلماً ارتقای خدمات ارائه شده مربوط به افراد با نقص بینایی در راستای تطابق خدمات و نیازهای آن ها ،زمینه های ایجاد مشارکت ، کاهش فقر، افزایش و بهبود کیفیت زندگی دانش آموزان با نقص بینایی را موجب می شود.

کلید واژه ها:  دانش آموزان  با نقص بینایی، مشکلات، نیازها ،خشونت، رفت و آمد،، برقراری ارتباط اوقات فراغت، آموزش،

عنوان:بررسی و مقایسه عزت نفس، سلامت روان و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر مدارس راهنمایی نمونه و عادی شهرستان فارسان در سال تحصیلی 94-93

 

 

مجری:

غلامرضا قائدامینی هارونی

زمینه و هدف: درصد بالایی از  نوجوانان در زمینه ابراز وجود مشکل دارند و به تبع آن عزت نفس، خودکارآمدی تحصیلی و سلامت روانی آنها در معرض تغییرات منفی قرار می گیرد. هدف پژوهش حاضر بررسی و مقایسه عزت نفس، سلامت روان و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر مدارس راهنمایی نمونه و عادی شهرستان فارسان در سال تحصیلی 94-93 می باشد.

مواد و روش ها: در تحقیق علی مقایسه ای حاضر، داده های مورد نیاز جهت بررسی فرضیه های تحقیق به روش پیمایشی گردآوری شده است. برای این منظور حدود 150 نفر از دانش آموزان مدارس نمونه و عادی شهرستان فارسان به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار آماری SPSS استفاده شد.

یافته ها: با توجه به یافته های به دست آمده وضیعت سلامت روانی هر دو گروه دانش آموزان در حد مطلوب، عزت نفس در سطح متوسط به پایین و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان مدارس نمونه بهتر از مدارس عادی بود. عزت نفس خانوادگی تبیین کننده معنادار سلامت روانی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان بود.

نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده می توان از برنامه هایی مثل آموزش مهارتهای زندگی و سایر برنامه های اثرگذار بر عزت نفس دانش اموزان استفاده نمود و وضعیت عزت نفس را ارتقاء داد. همچنین وضعیت سلامت روانی دانش آموزان در سطح مطلوبی قرار داشت و برای این حوزه نیز میتوان از برنامه های مداخله ای با هدف پیشگیری از کاهش وضعیت سلامت روانی بهره مند شد.

کلیدواژه ها: سلامت روانی، عزت نفس، پیشرفت تحصیلی، مدارس نمونه و عادی، شهرستان فارسان

 

عنوان:بررسی تأثیر هنر درمانی (موسیقی، تئاتر، نقاشی) بر شادکامی سالمندان زن

 

مجری:

غلامرضا قائدامینی هارونی

زمینه و هدف: حفظ سلامت روان سالمندان در دنياي مدرن امروز يکي از امور مهم  واساسي مي باشد و برای این منظور از برنامه ها و مداخلات پژوهش محور متعددی استفاده می شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر هنر درمانی (موسیقی، تئاتر و نقاشی) بر وضعیت شادکامی زنان سالمندان طراحی شد.

مواد و روش ها: در پژوهش شبه آزمایشی حاضر که در بین زنان سالمند (126 نفر) روستای سرتیشنیز از توابع شهرستان کیار اجرا شد نمونه آماری شامل 4 گروه 15 نفره (سه گروه آزمایش و یک گروه کنترل) بود. نمونه 60 نفری به صورت گمارش تصادفی در بین چهار گروه تقسیم شد. جهت بررسی اثر مداخلات طراحی شده ، 15 جلسه هنردرمانی گروهی (هر جلسه به مدت 45 دقیقه و 3 بار درهفته) به مدت 5 هفته برای هر 3 گروه آزمودنی اجرا گردید. وضعیت شادکامی قبل از مداخله، بعد از مداخله و مجددا سه ماه بعد از مداخله مورد سنجش قرار گرفت. برای این منظور پرسشنامه شادکامی اکسفورد مورد استفاده قرار گرفت. جهت تحلیل داده ها از تحلیل واریانس مختلط با اندازه گیری های مکرر استفاده و داده با نرم افزار SPSS تحلیل شد.

 

یافته ها: وضعیت شادکامی سه گروه آزمایش قبل از مداخله در سطح پائین تر از متوسط و بعد از مداخله و مرحله پیگیری در سطحی بالاتر از متوسط قرار داشت. هر سه روش مداخله اثر معناداری بر  ارتقاء وضعیت شادکامی سالمندان زن داشتند. از بین روش های مداخله نقاشی درمانی در جایگاه اول و بعد از آن تئاتر درمانی و موسیقی درمانی قرار داشت.

نتیجه گیری: جهت حفظ و ارتقاء شادکامی سالمندان روش های متعدد و کم هزینه ای وجود دارد و از این میان هنر درمانی یکی از روشهای موثر می باشد.

کلیدواژه ها: نقاشی درمانی، موسیقی درمانی، تئاتر درمانی، شادکامی

عنوان:تاثیر روش های هزینه اثر بخش بر مراقبان خانوادگی از بیماران مبتلا به دمانس: یک مرور نظامند

مجری:

محمد جعفر سپهوند

مقدمه: جمعیت جهان به سمت سالمند شدن پیش می رود. یکی از شایعترین و ناتوان کننده ترین بیماریها در سالمندان دمانس است. با توجه به ماهیت مزمن و پیش رونده بیماری، قسمت عمده ای از مراقبت از این افراد بر عهده خانواده آنها می باشد. این مراقبت علاوه بر اینکه سبب بروز مشکلات روحی و جسمی فراوان در مراقبان می شود، هزینه های زیادی را نیز بر آنها تحمیل می کند. لذا مطالعه حاضر به منظور بررسی سیستماتیک اثر مداخلات هزینه اثر بخش بر مراقبان این بیماران انجام شد.

روش: این مطالعه با روش مرور نظامند  انجام شد. جستجو به زبان انگلیسی در پایگاه های اطلاعاتی PubMed، Science Direct، Scopus، و به زبان فارسی در پایگاه های SID و Magiran بدون محدودیت زمانی در ابتدا و تا تاریخ 26 مارس 2016 انجام شد. مطالعه براساس الگوی پریسما انجام شده و مقالات کار آزمایی کنترل شده تصادفی پس از تعیین کیفیت توسط دو نویسنده مستقل وارد روند تحلیل شدند.

یافته ها: در نهایت ده مقاله انگلیسی و یک مقاله فارسی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. مقالات از نوع کار آزمایی تصادفی شده عمل گرا بودند که به بررسی اثر مداخله در سطح جامعه پرداخته بودند. مداخلات مختلفی نظیر اینترنت، تلفن، آموزش پزشکان، رژیم ورزشی، رژیم دارویی به کار رفته بود. اغلب آنها اثر مداخله را بر بار، افسردگی و اضطراب مراقب بررسی کرده بودند.

بحث و نتیجه گیری: نتایج اغلب این مطالعات نشان داد که به خاطر ماهیت مزمن بیماری دمانس، اثرات فراوان و پیچیده ای که بر مراقبان می گذارد و همچنین دشواری های فراوانی که در زمینه بررسی هزینه اثربخشی مداخلات وجود دارد، لازم است مطالعات بعدی در این زمینه  با طول دوره پیگیری طولانی تر انجام شوند.

کلمات کلیدی: دمانس، آلزایمر، مرور نظامند، هزینه اثر بخش، مقرون به صرفه

 

عنوان : طراحی، ساخت و ارزیابی تاثیر کفی نیمه سفارشی بر توزیع فشار کف پایی در طول راه رفتن در بیماران مبتلا به کییوس

مجری:

 ملیحه جعفری

مقدمه : کیووس (کف پای گود) یکی از اختلالات شایع در ناحیه پا می باشد که سبب تغییرات ساختاری و عملکردی در پا می شود و در نهایت منجر به تغییر توزیع فشار کف پا می گردد. در کاهش عوارض ناشی از کیووس ارتزها تاثیرات چشم گیری دارند و با توزیع مجدد فشار، به کاهش درد کمک می کنند. علی رغم تاثیر ارتزها، قیمت می تواند یک عامل بازدارنده برای استفاده بعضی از بیماران باشد. این موضوع بسیاری از بیماران  را به سمت استفاده از ارتزهای پیش ساخته سوق داده است. در پاسخ به این مساله بسیاری از کلینیک های ارتز شروع به ساخت ارتزهای نیمه سفارشی به عنوان یک راه حل موثر کرده اند. اين مطالعه با هدف  طراحی و ساخت ارتز نیمه سفارشی و بررسي تاثير آن بر توزيع فشار کف پايي در افرادمبتلا به کیووس صورت گرفته است.

روش بررسي: 15 بیمار مبتلا به کیووس با میانگین سنی 25 سال، با درجه سوپینیشن 2- یا کمتر بر اساس درجه بندی Foot Posture Index در این مطالعه شرکت نمودند. فشار کف پا و سطح تماس با استفاده از دستگاه پدار و در سه منطقه آناتوميکي در دو حالت با کفي و بدون کفي اندازه گيري شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS20 وارد کامپیوتر گردید و از آزمون کولموگروف اسمیرنوف جهت برسی میزان انطباق متغیرها با توزیع نظری نرمال و آزمون تی زوجی جهت سنجش و  مقایسه متغیرها استفاده شد.

 يافته ها: کفي نیمه سفارشی سبب کاهش معنادار ميانگين حداکثر فشار در نواحي پاشنه و جلوی پا و افزايش معنادار فشار در ناحيه مياني پا نسبت به حالت بدون کفي شد. همچنین این کفی سبب افزایش معنادار میانگین سطح تماس در سه ناحیه آناتومیکی پا شد.

نتيجه گيري: نتايج حاصل از اين مطالعه نشان مي دهد که کفي نیمه سفارشی با اصلاح الگوي فشار بر پاشنه و جلوی پا در بیماران مبتلا به کیووس، سبب افزايش فشار در ناحيه مياني پا و کاهش فشار در نواحي پاشنه و جلوی پا شده است. درنتيجه، اين کفي به عنوان يک مداخله درماني در اين بيماري براي توزيع طبيعي تر فشار کف پا پيشنهاد مي گردد.

 

كليد واژهکیووس، فشار کف پا، کفي نیمه سفارشی، پدار

عنوان: ویژگی‌های روانسنجی نسخه فارسی پرسشنامه تفکر درجامانده

مجری:

 مهدی مزیدی

مقدمه: سنجش دقیق تفکر تکراری منفی، به عنوان عامل فراتشخیصی مشترک بین اختلالات هیجانی به فرآیند ارزیابی، درمان و پژوهش کمک می‌کند. اهرینگ و همکاران (2011) اقدام به طراحی و اعتباریابی پرسشنامه‌ای برای سنجش تفکر تکرارشونده منفی کرده‌اند که بر دیدگاه فراتشخیصی تأکید دارد و به جای تمرکز بر محتوای هر اختلال به‌خصوص فرآیند مشترک تفکر تکراری منفی را می‌سنجد. هدف پژوهش حاضر نیز بررسی کفایت روانسنجی و انطباق این پرسشنامه در جمعیت ایرانی می‌باشد.

روش: 225 نفر از جمعیت عمومی شهرستان یزد به عنوان نمونه انتخاب شدند که پرسشنامه تفکر درجامانده (PTQ)، پرسشنامه نگرانی ایالت پنسیلوانیا  (PSWQ)، مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس (DASS-21) را پر نمودند. جهت بررسی روابط چندگانه بین متغیرها از آلفای کرونباخ، همبستگی پیرسون و تحلیل عامل اکتشافی استفاده شد.

یافته ها: برای بررسی روایی سازه از تحلیل عاملی استفاده شد و با استخراج دو عامل مشغولیت ذهنی و بیثمر بودن تفکر تکراری و ادراک کنترل ناپذیری افکار مزاحم انجام شد. روایی همگرای آن نیز با همبستگی با سایر پرسشنامه ها سنجیده شد. اعتبار پرسشنامه نیز با آلفای کرونباخ با ضریب 91/0، عالی و پایایی آن نیز با بازآزمایی با ضریب 70/0 مطلوب ارزیابی شد.

بحث و نتیجه گیری: پژوهش حاضر نشان دهنده ی تفکر تکرار شونده ی منفی به عنوان یک فاکتور سطح بالاتر و ادغام دو فاکتور مشغولیت ذهنی و بی ثمر بودن تفکر تکرار شونده منفی (فاکتور اول) و ادراک کنترل ناپذیری افکار مزاحم (فاکتور دوم) با تعداد 13 گویه در پرسشنامه بود. در مجموع، نسخه ی فارسی PTQ ساختار مشابه با نسخه اصلی آن ندارد اما ویژگی های روانسنجی لازم برای استفاده در پژوهش های داخلی را دارا می باشد.

کلید واژه ها: ویژگی های روانسنجی، عوامل فراتشخیصی،  پرسشنامه تفکر تکرار شونده­ی منفی

 

 

 

 

عنوان: روایی و پایایی نسخه ی فارسی پرسشنامه ی بین المللی درد های پایه ای بیماران ضایعات نخاعی

مجری طرح:

ناصرصدقی گوی آقاج

مقدمه و اهداف : درد به عنوان بدترین و ناتوان کننده ترین مشکل در بین بیماران ضایعات نخاعی مطرح است. پرسشنامه ی بین المللی درد های پایه ای بیماران ضایعات نخاعی برای اندازه گیری شدت, مدت, محل ها و اثرات درد بر زندگی بیماران ضایعات نخاعی طراحی شده است. هدف از انجام این مطالعه ترجمه, بومی سازی و بررسی روایی وپایایی نسخه ی فارسی این پرسشنامه می باشد.

روش کار: مطالعه ی حاضر یک مطالعه ی غیر تجربی روان سنجی است که در آن پرسشنامه ی بین المللی دردهای پایه ای بیماران ضایعات نخاعی اعتبار سنجی شد در ابتدا پس از اخذ مجوز از طراح اصلی پرسشنامه، به فارسی برگردانده شد و سپس ترجمه ی معکوس انجام گرفته و با پرسشنامه اصلی مقابله بمثل شد. از نظر روایی صوری و محتوا توسط 25 نفر از متخصصین و بیماران ضایعه ی نخاعی بررسی گردید. پس از تهیه ی نسخه ی نهایی بر روی 120 بیمار نخاعی  اجرا گردید برای پایایی از روش آزمون مجدد استفاده شد بطوریکه پس از دو هفته پرسشنامه روی همان 120 نفر اجرا گردید و همبستگی نتایج دو ازمون محاسبه گردید.

یافته ها و نتایج : برای بررسی اعتبار بااستفاده از ضریب آلفای کرونباخ, سازگاری درونی (  IC) 93/0 بدست آمد که در سطح عالی ارزیابی شد. برای شدت درد هم به ترتیب ضریب همبستگی درونی ( ICC) 89/0 (نوروپاتیک)، 84/0( اسکلتی عضلانی) و 92/0 (احشایی) بدست آمد که نشان دهنده ی سازگاری درونی بالامی باشد.

بحث : نتايج نشان داد كه نسخه فارسي پرسشنامه ی بین المللی درد های پایه ای بیماران ضایعات نخاعی ابزار مناسبي براي بررسی درد بیماران ضایعات نخاعی می باشد.

کلید واژه ها: روایی پایایی درد- ضایعات نخاعی

عنوان:اثربخشی الگوی توانمندسازی روانی_اجتماعی بر سلامت روان زنان دارای همسر معتاد

مجری:

هیمن سعادتی

مقدمه: توانمندسازی  به عنوان یک استراتژی مداخله برای کمک به خانواده هایی است که عوامل خطر سازی در رابطه با سلامت روان آنها وجود دارد.لذا این پژوهش نیز به منظور بررسی تأثیر الگوی توانمندسازی روانی- اجتماعی در بهبود سلامت روان زنان دارای همسر معتاد انجام شد.

روش: در این پژوهش نیمه تجربی ( با طرح پیش­آزمون ـ پس­آزمون ـ پیگیری و گروه کنترل ) ، 40 نفر از زنانی که همسرشان مبتلا به اعتیاد هستند و در سال91 در مراکز ترک اعتیاد همدان  مراجعه کردند، انتخاب و به شیوۀ تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل 20 نفره قرار گرفتند.گروه­ آزمایش در 8 جلسه توانمندسازی روانی-اجتماعی شرکت کردند و گروه­ کنترل هیچ مداخله­ای دریافت نکرد. داده­ها از طریق پرسشنامۀ سلامت روان  SCL-90-R جمع­آوری شد. جهت تجزیه و تحلیل داده­ها از تحلیل واریانس دومتغیری با اندازه گیری های مکرر روی یک متغیر و آزمون توکی استفاده شد.

یافته­ها: نمره سلامت روان زنان در گروه مداخله درآزمون SCL-90-R نسبت به گروه کنترل، در هر دو مرحله پس آزمون و پیگیری کاهش بیشتری (p=0/01) نشان می دهد. همچنین درابعاد شکایت جسمانی (p=0/01)، وسواس و اجبار (p=0/01)، حساسیت در روابط متقابل (p=0/01)، افسردگی (p=0/01)، اضطراب (p=0/01)، پرخاشگری (p=0/01)، ترس مرضی (p=0/01) و افکار پارانوئیدی (p=0/01) درهر دو مرحله پس آزمون و پیگیری در گروه مداخله کاهش بیشتری نشان می دهد. اما در بعد روان پریشی تاثیری نداشته است.

بحث: الگوی توانمندسازی در ارتقاء سلامت روان زنانی که همسران آنها از اعتیاد در رنج اند موثر می باشد و بنابراین توانمندسازی با  این الگو می تواند بالقوه منجر به بهبود سلامت هم در بیماران و هم اعضای خانواده آنها گردد.

واژه های کلیدی: الگوی توانمند سازی، سلامت روان، اعتیاد، زنان

 

عنوان: بررسی نقش سبک های دلبستگی و پنج عامل بزرگ شخصیت در آمادگی به رفتارهای پرخطر در دانش آموزان شهرستان بوکان

مجری :

هیوا  صالح منیجه

 

مقدمه: با توجه به اینکه دانش آموزان قشر مهمی از جمعیت کشور را تشکیل می دهند و به عنوان عامل پویایی و تداوم رشد جامعه نقش بسزایی را ایفا می کنند لذا در این پژوهش به بررسی نقش سبک های دلبستگی و پنج عامل بزرگ شخصیت در آمادگی دانش آموزان به رفتار های پرخطر درشهرستان بوکان پرداخته شد.

روش: آزمودنیها 130 نفر دانش آموز دبیرستانی در رده سنی 16تا 20 سال مشغول به تحصیل در مدارس  شهرستان بوکان بودند. روش نمونه گیری ، نمونه گیری در دسترس بود. آزمودنی‌ها، سیاهه دلبستگی به والدین و همسالان( آرمسدن، گرینبرگ ؛ 1987)، پرسشنامه پنج عامل بزرگ شخصیت (NEO-FFI) و پرسش نامه رفتارهای پرخطر محمدخانی (1384) را تکمیل نمودند.

یافته ها : برای تحلیل داده های پژوهش از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل تی استفاده شد. نتایج نشان داد که رابطه معنادار مثبت بین رفتارهای پرخطر و سه بعد از پنج عامل بزرگ شخصیت (برونگرایی، روان رنجوری خویی و وظیفه شناسی) وجود دارد و دلبستگی به والدین و همسالان نیز در گرایش به رفتارهای پرخطر موثر است لذا می توان گفت که ویژگی های شخصیتی و دلبستگی‌ در آمادگی دانش آموزان به رفتارهای پرخطر موثر بوده اند .

 نتیجه گیری: بر اساس یافته‌های موجود می‌توان گفت که دلبستگی و برخی از جنبه‌های شخصیت با گرایش به انجام رفتارهای پرخطر در نوجوانی ارتباط دارند، به طوری که دلبستگی ناایمن بین والدین و فرزندان در طی دوره کودکی، احتمال مشکلات رفتاری و اعمال بزه را در نوجوانی افزایش می‌دهد. توجه به این دوعامل در طراحی مداخلات مرتبط برای گروه‌های در معرض خطر و آموزش خانواده‌ها، ممکن است سودمندی مداخلات موجود را افزایش دهد.

کلید واژه ها: سبک دلبستگی، پنج عامل بزرگ شخصیت،رفتار پرخطر و شهرستان بوکان .

 



. Armesden

. Greenberg

 

 

 

 

 



Social acceptance

Social Determinants of Health (SDH)

Well being

 

دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشیمعاونت تحقیقات و فناوریمعاونت آموزشیمعاونت درمان و توانبخشیمعاونت فرهنگی و دانشجوییکتابخانه مرکزی
Copyright © 2009 U.S.W.R - All rights reserved .University of Social Welfare and Rehabilitation Sciences